خوانشهای کتاب مقدس
اول قرنتیان ۲.۶-۹
(رساله, شنبه قبل از ارتفاع صلیب)
۶امّا در عین حال، ما در میان بالغان به بیان حکمت میپردازیم، امّا نه حکمتی که متعلق به عصر حاضر یا حکمرانان این عصر باشد که محکوم به زوالند،
۷بلکه حکمت خدا را بیان میکنیم که در رازی نهان بود و خدا آن را پیش از آغاز زمان، برای جلال ما مقرر فرمود.
۸امّا هیچیک از حکمرانان عصر حاضر این حکمت را درک نکردند، زیرا اگر آن را درک کرده بودند، خداوندِ جلال را بر صلیب نمیکردند.
۹چنانکه آمده است: «آنچه را هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و به هیچ اندیشهای نرسیده، خدا برای دوستداران خود مهیا کرده است.»
اول قرنتیان ۱.۲۶-۲۹ (رساله)
۲۶ای برادران، وضع خود را، آن هنگام که خدا شما را فرا خواند، در نظر آورید. بیشتر شما با معیارهای بشری، حکیم محسوب نمیشدید؛ و بیشتر شما از قدرتمندان یا نجیبزادگان نبودید.
۲۷امّا خدا آنچه را که دنیا جهالت میپندارد، برگزید تا حکیمان را خجل سازد؛ و آنچه را که دنیا ضعیف میشمارَد، انتخاب کرد تا قدرتمندان را شرمنده سازد؛
۲۸خدا آنچه را که این دنیا پَست و حقیر میانگارد، بلکه نیستیها را، برگزید تا هستیها را باطل سازد،
۲۹تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند.
متی ۱۰.۳۷-۱۱.۱
(انجیل, شنبه قبل از ارتفاع صلیب)
۳۷«هر که پدر یا مادر خود را بیش از من دوست بدارد، شایستۀ من نباشد؛ و هر که پسر یا دختر خود را بیش از من دوست بدارد، شایستۀ من نباشد.
۳۸هر که صلیب خود را برنگیرد و از پی من نیاید، شایستۀ من نباشد.
۳۹هر که بخواهد جان خود را حفظ کند، آن را از دست خواهد داد و هر که جان خود را بهخاطر من از دست بدهد، آن را حفظ خواهد کرد.
۴۰«هر که شما را بپذیرد، مرا پذیرفته و کسی که مرا پذیرفت، فرستندۀ مرا پذیرفته است.
۴۱هر که پیامبری را از آن رو که پیامبر است بپذیرد، پاداش پیامبر را دریافت خواهد کرد، و هر که پارسایی را از آن رو که پارساست بپذیرد، پاداش پارسا را خواهد گرفت.
۴۲هر که به این کوچکان، از آن رو که شاگرد منند، حتی جامی آب سرد بدهد، آمین، به شما میگویم، بیپاداش نخواهد ماند.»
۱پس از آنکه عیسی از دادن این فرمانها به دوازده شاگرد خود فارغ شد، از آنجا عزیمت کرد تا در شهرهای ایشان به تعلیم و موعظه بپردازد.
متی ۲۰.۲۹-۳۴ (انجیل)
۲۹هنگامی که عیسی و شاگردانش اَریحا را ترک میکردند، عدۀ زیادی از پی او روانه شدند.
۳۰در کنار راه، دو مرد کور نشسته بودند. چون شنیدند عیسی از آنجا میگذرد، فریاد برآوردند: «سرورِ ما، ای پسر داوود، بر ما رحم کن!»
۳۱جمعیت آنان را عتاب کردند و خواستند که خاموش باشند؛ امّا ایشان بیشتر فریاد برمیآوردند که: «سرور ما، ای پسر داوود، بر ما رحم کن!»
۳۲عیسی ایستاد و آن دو را فرا خواند و پرسید: «چه میخواهید برای شما بکنم؟»
۳۳پاسخ دادند: «سرور ما، میخواهیم چشمانمان باز شود.»
۳۴عیسی دلسوزانه چشمان آنها را لمس کرد و در دم بینایی خود را بازیافتند و از پی او روانه شدند.
یادبودها
قدیسه تئودورا اسکندریه (۴۹۰)
While a young married woman, she committed adultery with another man. Seized by remorse, she fled her husband’s house, dressed herself as a man, renamed herself Theodore, and entered a men’s monastery, pretending to be a eunuch. “Theodore“‘s fasts, prayers, vigils and tears amazed “his” brethren. Her secret was only discovered after her death. She had spent nine full years devoting her life to repentance for one sin. During her life she showed herself to be a wonderworker, taming wild beasts and healing sicknesses. Her husband came to her funeral, then lived until his death in the cell of his former wife.
قدیس اِفروسینوس آشپز اسکندریه (سده ۹)
His icon is found in countless Orthodox kitchens. A simple and holy man, when he entered monastic life in Alexandria he was judged unfit for any service more demanding than kitchen work. There he labored without complaint, looked down upon by most of the other monks. One night the abbot dreamed that he was in Paradise, and there met Euphrosynos, who gave him a branch that bore three fragrant apples. Awakening, the abbot found the same apples on his pillow. He hurried to find Euphrosynos and asked him, `Where were you last night, brother?’ Euphrosynos only replied, `Where were you, Father?’ The abbot gathered the monks and told them the wonderful story, by which they all realized the cook’s holiness. But Euphrosynos, unwilling to endure the praise of men, fled the monastery for the desert.
قدیس پافنوتیوس معترف (سده ۴)
“A bishop of the Egyptian Thebaid, he suffered greatly for the Orthodox faith: heretics put out one of his eyes and broke his left leg. He took part in the First Ecumenical Council, refuting the Arian heresy with great power. The Emperor Constantine valued him greatly and often kissed him on the missing eye, lost for the truth of Orthodoxy. At the council, he stood in opposition to the western representatives, who proposed that secular priests be completely forbidden to marry. He was chaste throughout the whole of his life.” (Prologue)
رسمیتبخشی قدیس کسنیا قدیس پترزبورگ (۱۹۷۸)
She is commemorated on January 24.