Orthodox Calendar

۱۰ ژوئن ۲۰۲۷
صعود خداوند و خدا و نجات‌دهنده ما عیسی مسیح

بدون روزه

اعیاد

  • صعود خداوند

یادبودها

  • کشیش‌شهید تیموتائوس، اسقف پروسا
  • شهیدان مقدس الکساندر و آنتونینا (۳۱۳)
  • کشیش‌شهید متروفانس, اول چینی کشیش, و چینی جدید شهیدان مشت‌زن قیام (۱۹۰۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۲.۲-۳ (نماز شامگاهی)

۲در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانۀ خداوند بالاتر از تمامی کوهها استوار خواهد گردید، و فراتر از تپه‌ها برافراشته خواهد شد، و تمامی قومها به سوی آن روان خواهند گشت. ۳قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید به کوه خداوند برویم، و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خود را به ما تعلیم دهد، و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم.

Composite ۲۱ - اشعیا ۶۲.۱۰-۶۳.۳, ۷-۹ (نماز شامگاهی)

۱Thus says the Lord: Walk, go through my gates; prepare my way and make a way for my people, and cast the stones out of the way; raise up a standard for the nations. For see, the Lord has made it heard to the ends of the earth: Say to the daughter of Sion: See, your Saviour has come, and his reward is with him, and his work before his face. And he will call it a holy people, redeemed by the Lord; while you will be called a city sought after, and not forsaken. Who is this who comes from Edom, the scarlet of his garments from Bosor, thus beautiful in his apparel? He cries out with much strength. I reason of justice and judgement of salvation. Why are your garments red, and your clothing as from a trodden winepress? I am full of the trodden grape; I have trampled the winepress quite alone, and no man from the nations was with me. I have remembered the mercy of the Lord, I will recall the Lord’s virtues, the Lord’s praise for all the things with which He rewards us. The Lord is a good judge for the house of Israel; he deals with us according to his mercy and according to the multitude of his justice. And he said: Are you not my people? Children will surely not be rebellious; and he became for them salvation out of their every distress. It was not an emissary, not an Angel, but the Lord himself saved them because he loved them and spared them. He redeemed them and took them up and exalted them all the days of the age.

Composite ۲۲ - زکریا ۱۴.۱, ۴, ۸-۱۱ (نماز شامگاهی)

۱Thus says the Lord: See, the day of the Lord is coming, and on that day his feet will stand upon the mount of Olives, opposite Jerusalem, where the sun rises. And on that day living water will come out from Jerusalem, half towards the first sea and half towards the last sea; in spring and in summer it shall be so; and the Lord will be for a King over all the earth; in that day there shall be one Lord, and his name, compassing all the earth and the wilderness from Gabaa as far as Remmon, south of Jerusalem; and he shall be exalted and remain on his place from the gate of Benjamin as far as the place of the first gate, as far as the gate of Gomor and as far as the tower of Anameël and as far as the tower of the corners and as far as the king’s winepresses; they shall dwell in it and there shall be no more curse and Jerusalem shall dwell confidently.

مرقس ۱۶.۹-۲۰ (انجیل نماز صبحگاهی)

۹چون عیسی در سحرگاه نخستین روز هفته برخاست، نخست بر مریم مَجدَلیّه که از او هفت دیو بیرون کرده بود، ظاهر شد. ۱۰مریم نیز رفت و به یاران او که در ماتم و زاری بودند، خبر داد. ۱۱امّا آنها چون شنیدند که عیسی زنده شده و مریم او را دیده است، باور نکردند. ۱۲پس از آن، عیسی با سیمایی دیگر بر دو تن از ایشان که به مزارع می‌رفتند، ظاهر شد. ۱۳آن دو بازگشتند و دیگران را از این امر آگاه ساختند، امّا سخن ایشان را نیز باور نکردند. ۱۴سپس عیسی بر آن یازده تن، در حالی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و آنها را به سبب بی‌ایمانی و سختدلیشان توبیخ کرد، زیرا سخن کسانی را که او را پس از رستاخیزش دیده بودند، باور نکردند. ۱۵آنگاه بدیشان فرمود: «به سرتاسر جهان بروید و خبر خوش را به همۀ خلایق موعظه کنید. ۱۶هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت. امّا هر که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد. ۱۷و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود: به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد و به زبانهای تازه سخن خواهند گفت ۱۸و مارها را با دستهایشان خواهند گرفت، و هر گاه زهری کُشنده بنوشند، گزندی به آنها نخواهد رسید، و دستها بر بیماران خواهند نهاد و آنها شفا خواهند یافت.» ۱۹عیسای خداوند پس از آنکه این سخنان را بدیشان فرمود، به آسمان بالا برده شد و به دست راست خدا بنشست. ۲۰پس ایشان بیرون رفته، در همه جا موعظه می‌کردند، و خداوند با ایشان عمل می‌کرد و کلام خود را با آیاتی که همراه ایشان بود، ثابت می‌نمود.

اعمال رسولان ۱.۱-۱۲ (رساله)

۱من کتاب نخست خود را، ای تِئوفیلوس، در باب همۀ اموری تألیف کردم که عیسی به عمل نمودن و تعلیم دادنشان آغاز کرد ۲تا روزی که به واسطۀ روح‌القدس دستورهایی به رسولان برگزیدۀ خود داد و سپس به بالا برده شد. ۳او پس از رنج کشیدن، خویشتن را بر آنان ظاهر ساخت و با دلایل بسیار ثابت کرد که زنده شده است. پس به مدت چهل روز بر آنان ظاهر می‌شد و دربارۀ پادشاهی خدا با ایشان سخن می‌گفت. ۴یک بار در حین صرف غذا بدیشان امر فرمود که: «اورشلیم را ترک مکنید، بلکه منتظر آن وعدۀ پدر باشید که از من شنیده‌اید. ۵زیرا یحیی با آب تعمید می‌داد، امّا چند روزی بیش نخواهد گذشت که شما با روح‌القدس تعمید خواهید یافت.» ۶پس چون گرد هم آمده بودند، از او پرسیدند: «خداوندا، آیا در این زمان است که پادشاهی را به اسرائیل باز خواهی گردانید؟» ۷عیسی پاسخ داد: «بر شما نیست که ایام و زمانهایی را که پدر در اختیار خود نگاه داشته است بدانید؛ ۸امّا چون روح‌القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامِرِه و تا دورترین نقاط جهان.» ۹عیسی پس از گفتن این سخنان، در حالی که ایشان می‌نگریستند، به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت. ۱۰هنگامی که می‌رفت و شاگردان به آسمان چشم دوخته بودند، ناگاه دو مردِ سفیدپوش در کنارشان ایستادند ۱۱و گفتند: «ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به آسمان چشم دوخته‌اید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همین‌گونه که دیدید به آسمان رفت.» ۱۲آنگاه شاگردان از کوه موسوم به زیتون به اورشلیم بازگشتند. آن کوه بیش از مسافت یک روز شَبّات با اورشلیم فاصله نداشت.

لوقا ۲۴.۳۶-۵۳ (انجیل)

۳۶هنوز در این باره گفتگو می‌کردند که عیسی خود در میانشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما باد!» ۳۷حیران و ترسان، پنداشتند شبحی می‌بینند. ۳۸به آنان گفت: «چرا این‌چنین مضطربید؟ چرا شک و تردید به دل راه می‌دهید؟ ۳۹دست و پایم را بنگرید. خودم هستم! به من دست بزنید و ببینید؛ شبحْ گوشت و استخوان ندارد، امّا چنانکه می‌بینید من دارم!» ۴۰این را گفت و دستها و پاهای خود را به ایشان نشان داد. ۴۱آنها از فرط شادی و حیرت نمی‌توانستند باور کنند. پس به ایشان گفت: «چیزی برای خوردن دارید؟» ۴۲تکه‌ای ماهی بریان به او دادند. ۴۳آن را گرفت و در برابر چشمان ایشان خورد. ۴۴آنگاه به ایشان گفت: «این همان است که وقتی با شما بودم، می‌گفتم؛ اینکه تمام آنچه در تورات موسی و کتب انبیا و مزامیر دربارۀ من نوشته شده است، باید به حقیقت پیوندد.» ۴۵سپس، ذهن ایشان را روشن ساخت تا بتوانند کتب مقدّس را درک کنند. ۴۶و به ایشان گفت: «نوشته شده است که مسیح رنج خواهد کشید و در روز سوّم از مردگان بر خواهد خاست، ۴۷و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همۀ قومها موعظه خواهد شد و شروع آن از اورشلیم خواهد بود. ۴۸شما شاهدان این امور هستید. ۴۹من موعودِ پدر خود را بر شما خواهم فرستاد؛ پس در شهر بمانید تا آنگاه که از اعلی با قدرت آراسته شوید.» ۵۰سپس ایشان را بیرون از شهر تا نزدیکی بِیت‌عَنْیا برد و دستهای خود را بلند کرده، برکتشان داد؛ ۵۱و در همان حال که برکتشان می‌داد از آنان جدا گشته، به آسمان برده شد. ۵۲ایشان او را پرستش کردند و با شادی عظیم به اورشلیم بازگشتند. ۵۳در آنجا پیوسته در معبد می‌ماندند و خدا را حمد و سپاس می‌گفتند.

یادبودها

کشیش‌شهید تیموتائوس، اسقف پروسا

“For his great spiritual purity, God gave him the gift of wonderworking, and he healed all manner of diseases and pains among the people. During the reign of the evil Emperor Julian, who had renounced Christ, holy Timothy was thrown into prison. The faithful visited him there to listen to the wise teaching of their bishop. When this came to the Emperor’s ears, he commanded that the executioner behead the Saint in the prison. This was in 362, and his soul entered into Paradise while his relics remained, full of miraculous power, to help the people and declare the power of the Lord.” (Prologue [adapted])

شهیدان مقدس الکساندر و آنتونینا (۳۱۳)

In Alexandria, the virgin Antonina was brought before Festus, the Governor, tortured for her faith in Christ, then thrown into prison. A Christian soldier named Alexander, who had never before seen or heard of Antonina, was commanded by an angel of God to go to her. Finding her, he gave her his military cloak, wrapping it about her head and body; and thus, with her head lowered, she was able to walk out of the prison while Alexander remained in her place. Alexander was brought before Festus, where he too confessed his faith in Christ. Antonina, learning of this, voluntarily came before the judge, who put both of them to hideous tortures, mutilating them in many ways before having them cast into a fire and burned alive.

A slightly different account says that Festus placed Antonina under guard in a brothel rather than a prison, so that her virginity might be defiled, and that it was from there that Alexander rescued her.

Festus, the Governor, was struck mute at the time of the holy martyrs’ death, and was tormented by an evil spirit for seven days, at the end of which he died.

کشیش‌شهید متروفانس, اول چینی کشیش, و چینی جدید شهیدان مشت‌زن قیام (۱۹۰۰)

“The Holy Martyrs of China were native Chinese Orthodox Christians brought up in piety at the Russian Orthodox Mission in Peking, which had been founded in 1685. During the Boxer Rebellion of 1900 against the foreign powers occupying China, native Chinese Christians were commanded by the Boxers to renounce Christianity or be tortured to death. Two hundred and twenty-two members of the Peking Mission, led by their priest Metrophanes Tsi-Chung and his family, refused to deny Christ, and were deemed worthy of a martyric death.” ( Great Horologion)