Orthodox Calendar

۱۷ مارس ۲۰۲۷
چهارشنبه هفته اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — بدون استثنا

یادداشت‌های مراسم

  • کانون بزرگ؛ لیتورژی پیش‌تقدیس‌شده

یادبودها

  • قدیس آلکسیس, مرد خدا (۴۱۱)
  • قدیس پاتریک, روشنگر ایرلند (حدود ۴۶۱)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۲.۳-۱۱ (ساعت ششم)

۳قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید به کوه خداوند برویم، و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خود را به ما تعلیم دهد، و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم. ۴او در میان ملل داوری خواهد کرد و منازعات قومهای بسیار را فیصل خواهد داد. ایشان شمشیرهای خود را برای ساختن گاوآهن خواهند شکست، و نیزه‌های خویش را برای تهیۀ ابزار باغبانی. دیگر قومی بر قومی شمشیر نخواهد کشید و جنگاوری را دیگر نخواهند آموخت. ۵ای خاندان یعقوب بیایید تا در نور خداوند گام برداریم. ۶تو قوم خود را ترک کرده‌ای، خاندان یعقوب را، زیرا ایشان از رسوم مشرق‌زمین آکنده‌اند، و چون فلسطینیان فالگیری پیشه کرده و با فرزندان بیگانگان دست داده‌اند. ۷سرزمین ایشان از نقره و طلا پر گشته، و گنجهای ایشان را انتهایی نیست؛ دیار ایشان از اسبان آکنده است، و ارابه‌هایشان را پایانی نیست. ۸سرزمینشان پر از بتهای بی‌ارزش است؛ در برابر صنعت دست خویش سَجده می‌کنند، در برابر آنچه انگشتانشان ساخته است. ۹پس آدمی خوار می‌گردد، و انسان پست می‌شود - ایشان را میامرز! ۱۰از خوفِ خداوند، و از کبریایی جلال وی، به اندرون صخره شو و خویشتن را در خاک پنهان کن. ۱۱نگاههای تکبرآمیز انسان به زیر کشیده خواهد شد، و کبر و غرور آدمیان پست خواهد گردید؛ تنها خداوند در آن روز متعال خواهد بود.

پیدایش ۱.۲۴-۲.۳ (نماز شامگاهی)

۲۴و خدا گفت: «زمین جانداران را بر حسب گونه‌هایشان بر آوَرَد، چارپایان و خزندگان و وحوش زمین را، بر حسب گونه‌هایشان.» و چنین شد. ۲۵پس خدا وحوش زمین را بر حسب گونه‌هایشان بساخت، و چارپایان را بر حسب گونه‌هایشان، و همۀ خزندگان روی زمین را بر حسب گونه‌هایشان. و خدا دید که نیکوست. ۲۶آنگاه خدا گفت: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم، و او بر ماهیان دریا و بر پرندگان آسمان و بر چارپایان و بر همۀ زمین و همۀ خزندگانی که بر زمین می‌خزند، فرمان براند.» ۲۷پس خدا انسان را به صورت خود آفرید، او را به صورت خدا آفرید؛ ایشان را مرد و زن آفرید. ۲۸خدا ایشان را برکت داد، و خدا بدیشان فرمود: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و بر آن تسلط یابید. بر ماهیان دریا و بر پرندگان آسمان و بر هر جانداری که بر زمین حرکت می‌کند، فرمان برانید.» ۲۹آنگاه خدا گفت: «اینک همۀ گیاهان دانه‌دار را که بر روی تمامی زمین است و همۀ درختان دارای میوۀ دانه‌دار را به شما بخشیدم تا خوراک شما باشد. ۳۰و به همۀ وحوش زمین و همۀ پرندگان آسمان و همۀ خزندگانِ روی زمین که جان در خود دارند، همۀ گیاهان سبز را برای خوردن بخشیدم.» و چنین شد. ۳۱و خدا هرآنچه را که ساخته بود دید، و اینک بسیار نیکو بود. شامگاه شد و بامداد آمد، روز ششم. ۱بدین‌سان، آسمانها و زمین و همۀ لشکر آنها تمام شد. ۲و خدا در روز هفتم، کار خویش را به پایان رسانید؛ پس او در هفتمین روز، از همۀ کار خویش بیاسود. ۳و خدا روز هفتم را مبارک خواند و آن را مقدس شمرد، چراکه در آن روز از همۀ کار خویش که خدا آفریده و ساخته بود، بیاسود.

امثال ۲.۱-۲۲ (نماز شامگاهی)

۱پسرم، اگر سخنان مرا بپذیری و احکام مرا نزد خود بیندوزی؛ ۲اگر گوش خود به حکمت بسپاری و دل خویش به فهم مایل گردانی؛ ۳اگر بصیرت را فرا خوانی و فهم را به بانگ بلند ندا کنی؛ ۴اگر همچون نقره در پی‌اش باشی و همچون گنجِ پنهان جستجویش کنی، ۵آنگاه ترس خداوند را درک خواهی کرد و به شناخت خدا دست خواهی یافت. ۶زیرا خداوند است که حکمت می‌بخشد و از دهان اوست که دانش و فهم بیرون می‌آید. ۷او خردمندی را برای صالحان می‌اندوزد و آنان را که در راستی سالکند، سپر است؛ ۸راههای عدالت را پاس می‌دارد و نگاهبان طریقت وفادارانِ خویش است. ۹آنگاه هر طریق نیکو را در خواهی یافت، پارسایی و عدالت و انصاف را. ۱۰زیرا حکمت به دل تو در خواهد آمد و معرفت برای جان تو گوارا خواهد بود. ۱۱دوراندیشی تو را نگاهبانی خواهد کرد و فهم، تو را پاس خواهد داشت. ۱۲تو را از راه شریران رهایی خواهد بخشید و از مردمانی که سخنان منحرف می‌گویند؛ ۱۳که راه راست را ترک می‌کنند تا در راههای تاریک گام بردارند؛ ۱۴که از عمل بد خشنودند و از انحرافی که در شرارت است، شادمان؛ ۱۵که راههایشان کج است و در طریقهای خویش گمراهند. ۱۶نیز تو را از زن زناکار رهایی خواهد بخشید و از زن بیگانه که سخنان تملق‌آمیز می‌گوید، ۱۷که شریک زندگی جوانی خویش را ترک کرده و پیمانی را که در حضور خدای خود بسته، از یاد برده است. ۱۸زیرا خانۀ او به کام مرگ فرو می‌رود و راههای او به سرای مردگان رهنمون می‌شود. ۱۹از آنان که به نزد او روند، کسی باز نخواهد گشت و به طریقهای حیات دست نخواهد یافت. ۲۰پس در راه مردمانِ نیکو گام بردار و طریقهای پارسایان را ترک مکن، ۲۱زیرا صالحان در زمین ساکن خواهند شد و راستان در آن باقی خواهند ماند؛ ۲۲اما شریران از زمین منقطع خواهند شد و خیانت‌پیشگان از آن ریشه‌کن خواهند گردید.

یادبودها

قدیس آلکسیس, مرد خدا (۴۱۱)

He was born of pious and noble parents in Rome in the time of the Emperor Honorius. His parents, Euphemianus and Agalais, set a high standard of godly living: his father, though wealthy, sat down to dine only once a day, at sunset. By his parents’ arrangement Alexis was married at a young age. However, without ever living with his new wife, he fled to Edessa in Mesopotamia, where he lived in asceticism for eighteen years, presenting himself as a beggar in order to avoid the praise of men. When, despite his efforts, he began to be known as a holy man, he fled the city and took ship for Laodicea. By divine providence, the ship was blown off course and forced to land in Rome. Taking this as a sign, Alexis, still disguised as a beggar, returned to his parents’ house, where he sat at the gates, unrecognized by any of his family. His father, not knowing who he was, allowed him to live in a hut in his courtyard. There Alexis spent another seventeen years, living only on bread and water. He died clutching a piece of paper on which he had revealed his true identity. At the time of his death, the pope of Rome heard a voice saying “Look for the Man of God,” and revealing where he should look. It is said that the Emperor Honorius, the Pope and a large retinue came to the house, where they found Alexis dead in his tiny hut, his face shining like the sun. His parents and wife were at first overcome with grief to learn that their son and husband had been secretly living near them, but they were comforted when they saw that his body healed the sick and exuded a fragrant myrrh. Thus they knew that God had glorified him. His head is preserved at the Church of St Laurus on the Peloponnese.

قدیس پاتریک, روشنگر ایرلند (حدود ۴۶۱)

“Saint Patrick, the Apostle of the Irish, was seized from his native Britain by Irish marauders when he was sixteen years old. Though the son of a deacon and grandson of a priest, it was not until his captivity that he sought out the Lord with his whole heart. In his Confession, the testament he wrote towards the end of his life, he says, ‘After I came to Ireland — every day I had to tend sheep, and many times a day I prayed — the love of God and His fear came to me more and more, and my faith was strengthened. And my spirit was so moved that in a single day I would say as many as a hundred prayers, and almost as many at night, and this even when I was staying in the woods and on the mountain; and I would rise for prayer before daylight, through snow, through frost, through rain, and I felt no harm.”

After six years of slavery in Ireland, he was guided by God to make his escape, and afterwards struggled in the monastic life in Aesir in Gaul [now France], under the guidance of the holy Bishop Germanus. Many years later he was ordained bishop and sent to Ireland once again, about the year 432, to convert the Irish to Christ. His arduous labours bore so much fruit that within seven years, three bishops were sent from Gaul to help him shepherd his flock, ‘my brethren and sons whom I have baptized in the Lord — so many thousands of people,’ he says in his Confession.

His apostolic work was not accomplished without much ‘weariness and painfulness,’ long journeys through difficult country, and many perils; he says his very life was in danger twelve times. When he came to Ireland, as its enlightener, it was a pagan country; when he ended his earthly life some thirty years later, about 461, the Faith of Christ was established in every corner.” (Great Horologion)

The work of St Patrick and his brethren has been called the most successful single missionary venture in the history of the Church.

It is said of St Patrick that he chanted the entire Psalter every day.