Orthodox Calendar

۱۶ فوریه ۲۰۲۷

بدون روزه

یادبودها

  • شهید پامفیلیوس و همراهانش (۳۰۸)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول پطرس ۳.۱۰-۲۲ (رساله)

۱۰زیرا، «هر که دوستدار حیات است و خواهان دیدن روزهای نیکو، باید زبان از بدی باز دارد و لبان از فریب فرو بندد. ۱۱باید از بدی روی بگرداند و نیکویی پیشه کند؛ آرام بجوید و در پی صلح باشد. ۱۲زانرو که چشمان خداوند بر پارسایان است و گوشهایش به دعای ایشان، امّا روی خداوند به ضد بدکاران است.» ۱۳اگر برای نیکویی کردن غیورید، کیست که به شما ضرر رساند؟ ۱۴امّا حتی اگر در راه حق رنج دیدید، خوشا به حالتان! «از آنچه آنان می‌ترسند شما مترسید و در هراس مباشید.» ۱۵بلکه در دل خویش مسیح را به عنوان خداونْد مقدس شمارید و همواره آماده باشید تا هر کس دلیل امیدی را که در شماست بپرسد، او را پاسخ گویید، امّا به‌نرمی و با احترام. ۱۶وجدانتان را پاک نگاه دارید تا کسانی که رفتار نیک شما را در مسیح بد می‌گویند، از بدگویی خویش شرمسار شوند. ۱۷زیرا اگر خواست خدا باشد، بهتر است برای نیکوکاری رنج ببرید تا بدکرداری. ۱۸زیرا مسیح نیز یک بار برای گناهان رنج کشید، پارسایی برای بدکاران، تا شما را نزد خدا بیاورد. او در عرصۀ جسم کشته شد، امّا در عرصۀ روح، زنده گشت ۱۹و در همان منزلت رفت و این را به ارواحی که در قرارگاه خود به سر می‌بردند اعلام کرد، ۲۰همان ارواحی که در ایام گذشته نافرمانی کرده بودند، آنگاه که خدا در روزگار نوح که کشتی ساخته می‌شد، با شکیبایی انتظار می‌کشید. در آن کشتی تنها شماری اندک، یعنی هشت تن، به واسطۀ آب نجات یافتند. ۲۱و آن آبْ نمونۀ تعمیدی است که اکنون نیز شما را نجات می‌بخشد، تعمیدی که نه زدودنِ آلودگی تن، بلکه تعهدِ وجدانیْ پاک است به خدا. این تعمید به واسطۀ رستاخیز عیسی مسیح شما را نجات می‌بخشد، ۲۲همان که به آسمان رفت و اینک به دست راست خداست و فرشتگان و ریاستها و قدرتها مطیعش گشته‌اند.

مرقس ۱۲.۱۸-۲۷ (انجیل)

۱۸سپس صَدّوقیان که منکر قیامتند، نزد وی آمدند و سؤالی از او کرده، گفتند: ۱۹«استاد، موسی برای ما نوشت که اگر برادر مردی بمیرد و همسرش فرزندی نداشته باشد، آن مرد باید او را به زنی بگیرد تا نسلی برای برادر خود باقی گذارد. ۲۰باری، هفت برادر بودند. برادر نخستین زنی گرفت، و بی‌فرزند مرد. ۲۱پس برادر دوّم آن بیوه را به زنی گرفت، امّا او نیز بی‌فرزند مرد. برادر سوّم نیز چنین شد. ۲۲به همین‌سان، هیچ‌یک از هفت برادر فرزندی به جا نگذاشت. سرانجام، آن زن نیز مرد. ۲۳حال، در قیامت، آن زن همسر کدام‌یک از آنها خواهد بود، زیرا هر هفت برادر او را به زنی گرفته بودند؟» ۲۴عیسی به ایشان فرمود: «آیا گمراه نیستید، از آن رو که نه از کتب مقدّس آگاهید و نه از قدرت خدا؟ ۲۵زیرا هنگامی که مردگان بر‌خیزند، نه زن می‌گیرند و نه شوهر اختیار می‌کنند؛ بلکه همچون فرشتگان آسمان خواهند بود. ۲۶امّا دربارۀ برخاستن مردگان، آیا در کتاب موسی نخوانده‌اید که در ماجرای بوته، چگونه خدا به او فرمود: ”من هستم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب“ ؟ ۲۷او نه خدای مردگان، بلکه خدای زندگان است. پس شما بسیار بر‌خطایید!»

یادبودها

شهید پامفیلیوس و همراهانش (۳۰۸)

These twelve holy Martyrs suffered in the reign of Diocletian.

“The first of these, Pamphilius, was priest in the church at Caesarea in Palestine; a learned and devout man, he corrected the mistakes of various copiers in the text of the New Testament. He himself copied this saving Book and gave it to any who desired it. The second was a deacon, Valentine, old in years and white with wisdom. He was a great expert in the Holy Scriptures, knowing them by heart. The third was Paul, a respected and eminent man, who had on a previous occasion been cast into the fire for the sake of Christ. With them were five Egyptians, brothers both in blood and soul, who were returning to their native land from serving a sentence in the mines of Cilicia. As they reached the gate of the town of Caesarea they said that they were Christians, and were therefore brought to trial. When asked their names, they replied: ‘We have cast away the pagan names given us by our mother, and are called Elias, Isaiah, Jeremiah, Samuel and Daniel.’ when asked where they were from, they replied: ‘From Jerusalem that is above.’ They were all beheaded, and a young man called Porphyrius, who had searched for their bodies to give them burial, suffered soon afterwards. Him they burned. An officer, Seleucus, who had come up to the martyrs and embraced them before the sword descended on their heads, was also burned, and an old man, Theodulus, a servant of the Roman judge, who had embraced one of the martyrs while they were under escort. Lastly Julian, who had kissed the dead bodies of the martyrs and honoured them, followed them in death. So they exchanged the small for the greater, the tawdry for the precious and death for immortality, and went to the Lord in 308.” (Prologue)

The Synaxarion concludes, “After the martyrdom of Pamphilius, the leader of the glorious cohort, the impious governor gave orders that his body and those of his companions should be left where they lay as food for carnivorous animals. However by God’s Providence, no animal came near their holy relics, which the Christians were able to lay to rest with due honour.” The account of these Martyrs was written by Eusebius of Caeserea, Pamphilius’ disciple.