Orthodox Calendar

۱۴ فوریه ۲۰۲۷
یکشنبه زکا

بدون روزه

یادبودها

  • پدر مقدس ما آوکسنتیوس (۴۷۰)
  • قدیس کیریل، معلم اسلاوها (۸۶۹)
  • قابل احترام مارون زاهد سوریه (حدود ۴۲۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

لوقا ۲۴.۱-۱۲ (انجیل چهارم صبحگاهی)

۱در سپیده‌دمِ روز اوّل هفته، زنان حَنوطی را که فراهم کرده بودند، با خود برداشتند و به مقبره رفتند. ۲امّا دیدند سنگِ جلوِ مقبره به کناری غلتانیده شده است. ۳چون به مقبره داخل شدند، بدن عیسای خداوند را نیافتند. ۴از این امر در حیرت بودند که ناگاه دو مرد با جامه‌هایی درخشان در کنار ایشان ایستادند. ۵زنان از ترسْ سرهای خود را به زیر افکندند؛ امّا آن دو مرد به ایشان گفتند: «چرا زنده را در میان مردگان می‌جویید؟ ۶او اینجا نیست، بلکه برخاسته است! به یاد آورید هنگامی که در جلیل بود، به شما چه گفت. ۷گفت که پسر انسان باید به دست گناهکاران تسلیم شده، بر صلیب کشیده شود و در روز سوّم برخیزد.» ۸آنگاه زنان سخنان او را به یاد آوردند. ۹چون از مقبره بازگشتند، این همه را به آن یازده رسول و نیز به دیگران بازگفتند. ۱۰زنانی که این خبر را به رسولان دادند، مریمِ مَجدَلیّه، یوآنّا، مریم مادر یعقوب و زنانِ همراه ایشان بودند. ۱۱امّا رسولان گفتۀ زنان را هذیان پنداشتند و سخنانشان را باور نکردند. ۱۲با این همه، پطرس برخاست و به سوی مقبره دوید و خم شده نگریست، امّا جز کفن چیزی ندید. پس حیران از آنچه روی داده بود، به خانه بازگشت.

اول تیموتائوس ۴.۹-۱۵ (رساله)

۹این سخن درخور اعتماد و پذیرش کامل است ۱۰که ما امید خویش را بر خدای زنده نهاده‌ایم که نجات‌دهندۀ جملۀ آدمیان، بخصوص مؤمنان است؛ و برای همین نیز زحمت می‌کشیم و جدّ و جهد می‌کنیم. ۱۱این امور را حکم فرما و تعلیم ده. ۱۲مگذار هیچ‌کس تو را به سبب جوانی‌ات حقیر شمارد، بلکه در گفتار و کردار و محبت و ایمان و پاکی، همۀ مؤمنان را سرمشق باش. ۱۳تا آمدنم، به قرائت کلام خدا و اندرز و تعلیم مشغول باش. ۱۴به آن عطایی که در توست بی‌اعتنایی مکن، عطایی که به واسطۀ نبوّت یافتی، آنگاه که هیئت مشایخ بر تو دست گذاشتند. ۱۵در این امور بکوش و خود را به تمامی وقف آن کن تا پیشرفت تو بر همه آشکار شود.

لوقا ۱۹.۱-۱۰ (انجیل)

۱عیسی به اَریحا درآمد و از میان شهر می‌گذشت. ۲در آنجا توانگری بود، زَکّا نام، رئیس خَراجگیران. ۳او می‌خواست ببیند عیسی کیست، امّا از کوتاهی قامت و ازدحام جمعیت نمی‌توانست. ۴از این رو، پیش دوید و از درخت چناری بالا رفت تا او را ببیند، زیرا عیسی از آن راه می‌گذشت. ۵چون عیسی به آن مکان رسید، بالا نگریست و به او گفت: «زَکّا، بشتاب و پایین بیا که امروز باید در خانۀ تو بمانم.» ۶زَکّا بی‌درنگ پایین آمد و با شادی او را پذیرفت. ۷مردم چون این را دیدند، همگی لب به شکایت گشودند که: «به خانۀ گناهکاری به میهمانی رفته است.» ۸و امّا زَکّا از جا برخاست و به خداوند گفت: «‌سرور من، اینک نصف اموال خود را به فقرا می‌بخشم، و اگر چیزی به ناحق از کسی گرفته باشم، چهار برابر به او بازمی‌گردانم.» ۹عیسی فرمود: «امروز نجات به این خانه آمده است، چرا که این مرد نیز فرزند ابراهیم است. ۱۰زیرا پسر انسان آمده تا گمشده را بجوید و نجات بخشد.»

یادبودها

پدر مقدس ما آوکسنتیوس (۴۷۰)

He was of Persian origin, born in Syria. As a young man, he distinguished himself as a member of the court of the Emperor Theodosius the Younger. Seeing the vanity of the world’s honors and pleasures, he became a monk in Constantinople; but when the people began to praise his holiness, he fled to Mount Oxeia near Chalcedon, which later became known as Auxentius’ Mountain. There he built a small hut and lived in reclusion; but in time he was discovered by some shepherds, and the faithful began to come in increasing numbers for his teaching, blessing, prayers and healing. He performed countless miracles, but such was his humility that he always sought to avoid their being attributed to him. When he was asked to pray for someone’s healing, he would try to refuse, saying “I too am a sinful man.” But, when he was prevailed on by the pleas of the people, he would call on all of them to pray together for the healing; or he would remind them that God would give according to their faith; or he would say to the sick person “The Lord Jesus Christ heals you.” When the Emperor Marcian summoned the Fourth Ecumenical Council to Chalcedon, he ordered that the hermit join the assembly of holy Fathers. Auxentius refused, saying that doctrinal teaching was the province of bishops, not monks. The Emperor’s envoys took him by force. He was greeted with honor by the Emperor, and affirmed all the decisions of the Council.

He never returned to Mount Oxeia, but settled in an even wilder and more remote spot on Mount Skopa, which later came to be called Mount St Auxentius. His disciples built him a tiny wooden hut with one small window through which he could converse with his steady stream of visitors. He reposed in peace in 470. A great crowd gathered for his funeral, and his holy relics were taken into the care of a women’s monastery whose spiritual Father he had been.

Mount St Auxentius soon became a center of hesychastic life, with seven monasteries.

قدیس کیریل، معلم اسلاوها (۸۶۹)

See the joint commemoration of Sts Cyril and Methodius on May 11.

قابل احترام مارون زاهد سوریه (حدود ۴۲۳)

This ascetic and wonderworker was a friend of St John Chrysostom. Read his life here.