Orthodox Calendar

۱۳ ژوئن ۲۰۲۶
شنبه هفته دوم بعد از پنطیکاست

روزه رسولان — ماهی، شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • شهید آکیلینا بیبلوس (۲۹۳)
  • قدیس تریفیلیوس, اسقف لئوکوسیا (نیکوزیا) در قبرس (۳۷۰)
  • قدیس آنا و او پسر یوحنا (سده ۵)

خوانش‌های کتاب مقدس

Romans 3.19-26 (رساله)

۱۹اکنون آگاهیم که آنچه شریعت می‌گوید خطاب به کسانی است که زیر شریعتند تا هر دهانی بسته شود و دنیا به تمامی در پیشگاه خدا محکوم شناخته شود. ۲۰زیرا هیچ بشری با به جا آوردن اعمال شریعت، در نظر خدا پارسا شمرده نمی‌شود، بلکه شریعتْ گناه را به ما می‌شناساند. ۲۱امّا اکنون جدا از شریعت، آن پارسایی که از خداست به ظهور رسیده است، چنانکه شریعت و پیامبران بر آن گواهی می‌دهند. ۲۲این پارسایی که از خداست از راه ایمان به عیسی مسیح است و نصیب همۀ کسانی می‌شود که ایمان می‌آورند. در این باره هیچ تفاوتی نیست. ۲۳زیرا همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می‌آیند. ۲۴امّا به فیض او و به واسطۀ آن بهای رهایی که در مسیحْ عیسی است، به‌رایگان پارسا شمرده می‌شوند. ۲۵خدا او را چون کفّارۀ گناهان عرضه داشت، کفّاره‌ای که توسط خون او و از راه ایمان حاصل می‌شود. او این را برای نشان دادن عدالت خود انجام داد، زیرا در تحمل الهی خویش، از گناهانی که پیشتر صورت گرفته بود، چشم پوشیده بود. ۲۶او چنین کرد تا عدالت خود را در زمان حاضر ثابت کند، و تا خودْ عادل باشد و کسی را نیز که به عیسی ایمان دارد، پارسا بشمارد.

متی ۷.۱-۸ (انجیل)

۱«داوری نکنید تا بر شما داوری نشود. ۲زیرا به همان‌گونه که بر دیگران داوری کنید، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید، برای شما وزن خواهد شد. ۳چرا پَرِ کاه را در چشم برادرت می‌بینی، امّا از چوبی که در چشم خود داری غافلی؟ ۴چگونه می‌توانی به برادرت بگویی، ”بگذار پَرِ کاه را از چشمت به در آورم،“ حال آنکه چوبی در چشم خود داری؟ ۵ای ریاکار، نخست چوب را از چشم خود به در آر، آنگاه بهتر خواهی دید تا پَرِ کاه را از چشم برادرت بیرون کنی. ۶«آنچه مقدّس است، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوکان میندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگردند و شما را بِدَرند. ۷«بخواهید، که به شما داده خواهد شد؛ بجویید، که خواهید یافت؛ بکوبید، که در به رویتان گشوده خواهد شد. ۸زیرا هر که بخواهد، به دست آوَرَد و هر که بجوید، یابد و هر که بکوبد، در به رویش گشوده شود.

یادبودها

شهید آکیلینا بیبلوس (۲۹۳)

She was born of Christian parents, and by the age of seven was already living as a true Christian. She boldly preached Christ to the maidens with whom she played, and for this was brought before the governor during the persecutions of Diocletian. Despite her young age she would not deny Christ to save her life. After horrible tortures, she was left for dead and thrown on a dungheap. But that night an angel appeared to her saying ‘Arise and be healed!’ Aquilina arose fully restored and praising God; but she begged not to be denied a martyr’s death. She heard a voice from heaven saying ‘Go, and it shall be to thee as thou desirest.’ She returned to the city and to the governor’s palace by night, doors opening miraculously before her, and stood before the governor’s own bed. Needless to say, the governor was seized with terror upon waking to see the maiden he had thought dead. The next morning, she was beheaded. Her relics healed many of the sick. At the time of her repose, she was only ten or twelve years old.

قدیس تریفیلیوس, اسقف لئوکوسیا (نیکوزیا) در قبرس (۳۷۰)

He was a disciple of St Spyridon (December 12), and like St Spyridon he became a bishop on Cyprus. Known for his mercy, purity, and ascetical way of life, he was called ‘a living fountain of tears.’ After shepherding his flock well for many years, he reposed in peace.

قدیس آنا و او پسر یوحنا (سده ۵)

“Taken as an orphan into the house of a nobleman and treated as an adopted child, she was cared for and educated in that house. The rich man considered her worthy to be married to his son. When the old man died, the family urged the son to put his wife away because of her low birth and to marry another more suited to his rank and wealth. The rich man’s son feared God and did not want to do this. Seeing her husband in difficulties with his family, Anna secretly left him and ran off to a distant island where there was not a living soul. She was pregnant, and soon gave birth to a son. They laboured on the island for thirty years in fasting and prayer. Then, by divine providence, a hieromonk landed on the island. He baptised her son and named him John. Anna lived her ascetic life in the fifth century, and died peacefully.” (Prologue)