Orthodox Calendar

۲۱ مه ۲۰۲۶
صعود خداوند و خدا و نجات‌دهنده ما عیسی مسیح

بدون روزه

اعیاد

  • صعود خداوند
  • قدیسان کنستانتین و هلنا، برابر با رسولان

یادبودها

  • مقدس برابر با رسولان امپراتور کنستانتین (۳۳۷) و هلنا, او مادر (۳۲۷)
  • شهید جدید مقدس پاخومیوس (۱۷۳۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۲.۲-۳ (نماز شامگاهی)

۲در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانۀ خداوند بالاتر از تمامی کوهها استوار خواهد گردید، و فراتر از تپه‌ها برافراشته خواهد شد، و تمامی قومها به سوی آن روان خواهند گشت. ۳قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید به کوه خداوند برویم، و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خود را به ما تعلیم دهد، و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم.

Composite ۲۱ - اشعیا ۶۲.۱۰-۶۳.۳, ۷-۹ (نماز شامگاهی)

۱Thus says the Lord: Walk, go through my gates; prepare my way and make a way for my people, and cast the stones out of the way; raise up a standard for the nations. For see, the Lord has made it heard to the ends of the earth: Say to the daughter of Sion: See, your Saviour has come, and his reward is with him, and his work before his face. And he will call it a holy people, redeemed by the Lord; while you will be called a city sought after, and not forsaken. Who is this who comes from Edom, the scarlet of his garments from Bosor, thus beautiful in his apparel? He cries out with much strength. I reason of justice and judgement of salvation. Why are your garments red, and your clothing as from a trodden winepress? I am full of the trodden grape; I have trampled the winepress quite alone, and no man from the nations was with me. I have remembered the mercy of the Lord, I will recall the Lord’s virtues, the Lord’s praise for all the things with which He rewards us. The Lord is a good judge for the house of Israel; he deals with us according to his mercy and according to the multitude of his justice. And he said: Are you not my people? Children will surely not be rebellious; and he became for them salvation out of their every distress. It was not an emissary, not an Angel, but the Lord himself saved them because he loved them and spared them. He redeemed them and took them up and exalted them all the days of the age.

Composite ۲۲ - زکریا ۱۴.۱, ۴, ۸-۱۱ (نماز شامگاهی)

۱Thus says the Lord: See, the day of the Lord is coming, and on that day his feet will stand upon the mount of Olives, opposite Jerusalem, where the sun rises. And on that day living water will come out from Jerusalem, half towards the first sea and half towards the last sea; in spring and in summer it shall be so; and the Lord will be for a King over all the earth; in that day there shall be one Lord, and his name, compassing all the earth and the wilderness from Gabaa as far as Remmon, south of Jerusalem; and he shall be exalted and remain on his place from the gate of Benjamin as far as the place of the first gate, as far as the gate of Gomor and as far as the tower of Anameël and as far as the tower of the corners and as far as the king’s winepresses; they shall dwell in it and there shall be no more curse and Jerusalem shall dwell confidently.

3[1] Kings 8.22-23, 27-30 (نماز شامگاهی)

۲۲آنگاه سلیمان در حضور تمامی جماعت اسرائیل، مقابل مذبح خداوند ایستاد و دستهای خود را به سوی آسمان برافراشت ۲۳و گفت: «ای یهوه، خدای اسرائیل، خدایی چون تو نیست، نه بالا در آسمان و نه پایین بر زمین. تو خدایی هستی که عهد و محبت خود را با خادمانت که با تمامی دل در حضور تو سلوک می‌کنند، نگاه می‌داری. ۲۷«ولی آیا خدا براستی بر زمین ساکن خواهد شد؟ اینک آسمانها، حتی رفیعترین آسمانها، گنجایش تو را ندارد، چه رسد به این خانه‌‌ که من بنا کرده‌ام! ۲۸با این همه، ای یهوه خدای من، به دعا و التماس خدمتگزارت توجه فرما و به فریاد بنده‌ات و دعایی که امروز به حضور تو می‌کند، گوش فرا ده: ۲۹چشمان تو روز و شب بر این خانه گشوده باشد، بر مکانی که درباره‌اش فرمودی: ”نام من در آن خواهد بود“، تا دعای خدمتگزارت را که به سوی این مکان می‌کند، بشنوی. ۳۰تمنای خدمتگزارت و قوم خویش اسرائیل را که به سوی این مکان دعا می‌کنند، بشنو؛ از سکونتگاه خویش، آسمان، بشنو و چون شنیدی، بیامرز.

اشعیا ۶۱.۱۰-۶۲.۵ (نماز شامگاهی)

۱۰در خداوند شادی بسیار می‌کنم، و جان من در خدایم به وجد می‌آید؛ زیرا مرا به جامۀ نجات ملبس ساخته، و ردای پارسایی به من پوشانیده است؛ همچون دامادی که سرِ خویش را به تاجِ کِهانت می‌آراید، و همچون عروسی که خویشتن را به جواهر زینت می‌دهد. ۱۱زیرا چنانکه زمین نباتات خود را می‌رویاند، و باغ، دانه‌های کاشته شده را نمو می‌دهد، خداوندگارْ یهوه نیز پارسایی و ستایش را در نظر جمیع قومها خواهد رویانید. ۱به‌خاطر صَهیون سکوت نخواهم کرد، و به‌خاطر اورشلیم خاموش نخواهم ماند؛ تا پارسایی‌اش همچون نور طلوع کند، و نجاتش همچون مشعلی فروزان. ۲قومها پارسایی تو را خواهند دید، و تمامی پادشاهان، جلال تو را. و تو به نامی جدید نامیده خواهی شد، نامی که دهان خداوند عطا می‌کند. ۳تو تاج جلال در دست خداوند خواهی بود، و افسر ملوکانه در دست خدای خویش. ۴تو را دیگر ’متروک‘ نخواهند نامید، و سرزمینت را ’ویرانه‘ نخواهند خواند؛ بلکه تو را ’اشتیاق من‘ خواهند خواند، و سرزمینت را ’متأهل‘ خواهند نامید؛ زیرا که خداوند مشتاق تو خواهد بود، و سرزمینت به عقد ازدواج در خواهد آمد. ۵چنانکه مرد جوان دوشیزه‌ای را به عقد خود درمی‌آورد، همچنان پسرانت تو را به عقد خویش در خواهند آورد؛ و چنانکه داماد از عروس خویش به وجد می‌آید، همچنان خدایت از تو به وجد خواهد آمد.

اشعیا ۶۰.۱-۱۶ (نماز شامگاهی)

۱برخیز و درخشان شو، زیرا که نور تو آمده، و جلال خداوند بر تو طلوع کرده است. ۲زیرا اینک تاریکی زمین را فرو خواهد گرفت، و ظلمت غلیظ قومها را خواهد پوشانید. اما خداوند بر تو طلوع خواهد کرد، و جلال او بر تو نمایان خواهد شد. ۳قومها به سوی نور تو خواهند آمد، و پادشاهان به سوی درخشش طلوع تو. ۴چشمان خود را به اطراف خویش برافراز و ببین: ایشان همه گرد آمده، نزد تو می‌آیند؛ پسرانت از دوردستها خواهند آمد، و دخترانت در آغوش حمل خواهند شد. ۵آنگاه خواهی دید و خواهی درخشید، و دلت از فرط شادی خواهد لرزید. ثروت دریاها به تو واگذار خواهد شد، و دولت قومها به تو خواهد رسید. ۶انبوه شترانْ سرزمین تو را خواهد پوشانید، یعنی شتران مِدیان و عِفَه. اهل صَبا جملگی آمده، طلا و کُندُر با خود خواهند آورد، و ستایش خداوندرا مژده خواهند داد. ۷گله‌های قیدار جملگی نزد تو گرد خواهند آمد، و قوچهای نِبایوت تو را خدمت خواهند کرد؛ آنان بر مذبح من مقبول خواهند افتاد، و من خانۀ پر شکوه خود را خواهم آراست. ۸اینان کیستند که همچون ابر پرواز می‌کنند، و چون کبوتران به روزنه‌های خویش بال برمی‌کشند؟ ۹براستی که سواحل دوردست در انتظار من خواهند بود، کشتیهای تَرشیش، در صف مقدم، تا فرزندانت را از دوردستها بیاورند، همراه با سیم و زرشان، به حرمت نام یهوه خدایت، و به حرمت آن قدوس اسرائیل، زیرا که تو را فرّ و شکوه بخشیده است. ۱۰بیگانگان حصارهایت را بنا خواهند کرد، و پادشاهانشان در خدمت تو خواهند بود. اگرچه تو را در خشم خویش زدم، اما به لطف خویش بر تو رحم خواهم کرد. ۱۱دروازه‌هایت همواره گشوده خواهد بود، و شب و روز بسته نخواهد شد، تا ثروت قومها را نزد تو آورند، و پادشاهانشان را در صف اسیران. ۱۲زیرا قوم و مملکتی که تو را خدمت نکند، نابود خواهد شد؛ آری، آن قومها به‌تمامی هلاک خواهند گردید. ۱۳جلال لبنان نزد تو آورده خواهد شد، درختان کاج و صنوبر و سرو، تا مکان قُدس مرا بیارایند، و من قدمگاه خود را جلال خواهم بخشید. ۱۴فرزندان آنان که بر تو ستم روا می‌دارند آمده، در برابرت خم خواهند شد، و هر آن که تو را خوار می‌شمارد، به پاهایت خواهد افتاد؛ تو را شهر خداوند خواهند خواند، و صَهیونِ قدوس اسرائیل. ۱۵تو را که متروک و منفور بودی، و کسی از میانت گذر نمی‌کرد، فخر جاودانی خواهم ساخت، و مایۀ شادمانی همۀ نسلها. ۱۶شیر قومها را خواهی مَکید، و از پستانهای پادشاهان شیر خواهی خورد. آنگاه خواهی دانست که من یهوه نجات‌دهندۀ تو هستم، و قدیر یعقوب، ولیّ تو.

مرقس ۱۶.۹-۲۰ (انجیل نماز صبحگاهی)

۹چون عیسی در سحرگاه نخستین روز هفته برخاست، نخست بر مریم مَجدَلیّه که از او هفت دیو بیرون کرده بود، ظاهر شد. ۱۰مریم نیز رفت و به یاران او که در ماتم و زاری بودند، خبر داد. ۱۱امّا آنها چون شنیدند که عیسی زنده شده و مریم او را دیده است، باور نکردند. ۱۲پس از آن، عیسی با سیمایی دیگر بر دو تن از ایشان که به مزارع می‌رفتند، ظاهر شد. ۱۳آن دو بازگشتند و دیگران را از این امر آگاه ساختند، امّا سخن ایشان را نیز باور نکردند. ۱۴سپس عیسی بر آن یازده تن، در حالی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و آنها را به سبب بی‌ایمانی و سختدلیشان توبیخ کرد، زیرا سخن کسانی را که او را پس از رستاخیزش دیده بودند، باور نکردند. ۱۵آنگاه بدیشان فرمود: «به سرتاسر جهان بروید و خبر خوش را به همۀ خلایق موعظه کنید. ۱۶هر که ایمان آوَرَد و تعمید گیرد، نجات خواهد یافت. امّا هر که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد. ۱۷و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود: به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد و به زبانهای تازه سخن خواهند گفت ۱۸و مارها را با دستهایشان خواهند گرفت، و هر گاه زهری کُشنده بنوشند، گزندی به آنها نخواهد رسید، و دستها بر بیماران خواهند نهاد و آنها شفا خواهند یافت.» ۱۹عیسای خداوند پس از آنکه این سخنان را بدیشان فرمود، به آسمان بالا برده شد و به دست راست خدا بنشست. ۲۰پس ایشان بیرون رفته، در همه جا موعظه می‌کردند، و خداوند با ایشان عمل می‌کرد و کلام خود را با آیاتی که همراه ایشان بود، ثابت می‌نمود.

یوحنا ۱۰.۹-۱۶ (انجیل نماز صبحگاهی)

۹من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت. ۱۰دزد نمی‌آید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند. ۱۱«من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می‌نهد. ۱۲مزدور، چون شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نیستند، هر گاه بیند گرگ می‌آید، گوسفندان را واگذاشته می‌گریزد و گرگ بر آنها حمله می‌برد و آنها را می‌پراکَنَد. ۱۳مزدور می‌گریزد، چرا که مزدوری بیش نیست و به گوسفندان نمی‌اندیشد. ۱۴من شبان نیکو هستم. من گوسفندان خود را می‌شناسم و گوسفندان من مرا می‌شناسند، ۱۵همان‌گونه که پدر مرا می‌شناسد و من پدر را می‌شناسم. من جان خود را در راه گوسفندان می‌نهم. ۱۶گوسفندانی دیگر نیز دارم که از این آغل نیستند. آنها را نیز باید بیاورم و آنها نیز به صدای من گوش فرا خواهند داد. آنگاه یک گله خواهند شد با یک شبان.

اعمال رسولان ۱.۱-۱۲ (رساله)

۱من کتاب نخست خود را، ای تِئوفیلوس، در باب همۀ اموری تألیف کردم که عیسی به عمل نمودن و تعلیم دادنشان آغاز کرد ۲تا روزی که به واسطۀ روح‌القدس دستورهایی به رسولان برگزیدۀ خود داد و سپس به بالا برده شد. ۳او پس از رنج کشیدن، خویشتن را بر آنان ظاهر ساخت و با دلایل بسیار ثابت کرد که زنده شده است. پس به مدت چهل روز بر آنان ظاهر می‌شد و دربارۀ پادشاهی خدا با ایشان سخن می‌گفت. ۴یک بار در حین صرف غذا بدیشان امر فرمود که: «اورشلیم را ترک مکنید، بلکه منتظر آن وعدۀ پدر باشید که از من شنیده‌اید. ۵زیرا یحیی با آب تعمید می‌داد، امّا چند روزی بیش نخواهد گذشت که شما با روح‌القدس تعمید خواهید یافت.» ۶پس چون گرد هم آمده بودند، از او پرسیدند: «خداوندا، آیا در این زمان است که پادشاهی را به اسرائیل باز خواهی گردانید؟» ۷عیسی پاسخ داد: «بر شما نیست که ایام و زمانهایی را که پدر در اختیار خود نگاه داشته است بدانید؛ ۸امّا چون روح‌القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامِرِه و تا دورترین نقاط جهان.» ۹عیسی پس از گفتن این سخنان، در حالی که ایشان می‌نگریستند، به بالا برده شد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت. ۱۰هنگامی که می‌رفت و شاگردان به آسمان چشم دوخته بودند، ناگاه دو مردِ سفیدپوش در کنارشان ایستادند ۱۱و گفتند: «ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به آسمان چشم دوخته‌اید؟ همین عیسی که از میان شما به آسمان برده شد، باز خواهد آمد، به همین‌گونه که دیدید به آسمان رفت.» ۱۲آنگاه شاگردان از کوه موسوم به زیتون به اورشلیم بازگشتند. آن کوه بیش از مسافت یک روز شَبّات با اورشلیم فاصله نداشت.

اعمال رسولان ۲۶.۱-۵, ۱۲-۲۰ (رساله, قدیسان)

۱آگْریپاس خطاب به پولس گفت: «اجازه داری در دفاع از خود سخن بگویی.» آنگاه پولس دست پیش برد و دفاع خویش را چنین عرضه داشت: ۲«ای آگْریپاسِ پادشاه، خود را بس نیکبخت می‌شمارم که امروز در حضور شما ایستاده، در مقابل همۀ شکایات یهودیان از خود دفاع کنم. ۳بخصوص اینکه می‌دانم شما با آداب و رسوم یهود و اختلافاتِ میان ایشان کاملاً آشنایید. حال، استدعا دارم صبورانه به عرایضم گوش فرا دهید. ۴«یهودیان جملگی زندگی مرا از آغاز جوانی‌ام می‌دانند، از همان ابتدا که در میان قوم خود و در اورشلیم زندگی می‌کردم. ۵آنها از دیرباز آگاهند و اگر بخواهند، می‌توانند شهادت دهند که من به عنوان یک فَریسی، از سختگیرترین فرقۀ دینمان پیروی می‌کردم. ۱۲«در یکی از این سفرها، با حکم و اختیارات کامل از جانب سران کاهنان، عازم دمشق بودم. ۱۳هنگام نیمروز، ای پادشاه، در بین راه ناگهان نوری درخشانتر از نور خورشید از آسمان گِرد من و همراهانم تابید. ۱۴همگی به زمین افتادیم، و من صدایی شنیدم که به زبان عبرانیان به من می‌گفت: ”شائول، شائول، چرا مرا آزار می‌رسانی؟ تو را لگد زدن به سُکها کاری دشوار است!“ ۱۵«پرسیدم: ”خداوندا، تو کیستی؟“ «خداوند گفت: ”من همان عیسی هستم که تو بدو آزار می‌رسانی. ۱۶برخیز و بر پای خود بایست. من به تو ظاهر شده‌ام تا تو را خادم و شاهد خود گردانم، تا بر آنچه در آن مرا دیده‌ای و بر آنچه در آن به تو ظاهر خواهم شد، شهادت دهی. ۱۷من تو را رهایی خواهم بخشید از دست قوم خودت و از دست غیریهودیانی که تو را نزدشان می‌فرستم ۱۸تا چشمانشان را بگشایی، تا از تاریکی به نور، و از قدرت شیطان به سوی خدا بازگردند، تا آمرزش گناهان یافته، در میان کسانی که با ایمان به من مقدّس شده‌اند، نصیبی بیابند.“ ۱۹«پس در آن وقت، ای آگْریپاسِ پادشاه، از رؤیای آسمانی سرپیچی نکردم. ۲۰بلکه نخست در میان دمشقیان، سپس در اورشلیم و تمامی سرزمین یهودیه، و نیز در میان غیریهودیان به اعلام این پیام پرداختم که باید توبه کنند و به سوی خدا بازگردند و کرداری شایستۀ توبه داشته باشند.

لوقا ۲۴.۳۶-۵۳ (انجیل)

۳۶هنوز در این باره گفتگو می‌کردند که عیسی خود در میانشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما باد!» ۳۷حیران و ترسان، پنداشتند شبحی می‌بینند. ۳۸به آنان گفت: «چرا این‌چنین مضطربید؟ چرا شک و تردید به دل راه می‌دهید؟ ۳۹دست و پایم را بنگرید. خودم هستم! به من دست بزنید و ببینید؛ شبحْ گوشت و استخوان ندارد، امّا چنانکه می‌بینید من دارم!» ۴۰این را گفت و دستها و پاهای خود را به ایشان نشان داد. ۴۱آنها از فرط شادی و حیرت نمی‌توانستند باور کنند. پس به ایشان گفت: «چیزی برای خوردن دارید؟» ۴۲تکه‌ای ماهی بریان به او دادند. ۴۳آن را گرفت و در برابر چشمان ایشان خورد. ۴۴آنگاه به ایشان گفت: «این همان است که وقتی با شما بودم، می‌گفتم؛ اینکه تمام آنچه در تورات موسی و کتب انبیا و مزامیر دربارۀ من نوشته شده است، باید به حقیقت پیوندد.» ۴۵سپس، ذهن ایشان را روشن ساخت تا بتوانند کتب مقدّس را درک کنند. ۴۶و به ایشان گفت: «نوشته شده است که مسیح رنج خواهد کشید و در روز سوّم از مردگان بر خواهد خاست، ۴۷و به نام او توبه و آمرزش گناهان به همۀ قومها موعظه خواهد شد و شروع آن از اورشلیم خواهد بود. ۴۸شما شاهدان این امور هستید. ۴۹من موعودِ پدر خود را بر شما خواهم فرستاد؛ پس در شهر بمانید تا آنگاه که از اعلی با قدرت آراسته شوید.» ۵۰سپس ایشان را بیرون از شهر تا نزدیکی بِیت‌عَنْیا برد و دستهای خود را بلند کرده، برکتشان داد؛ ۵۱و در همان حال که برکتشان می‌داد از آنان جدا گشته، به آسمان برده شد. ۵۲ایشان او را پرستش کردند و با شادی عظیم به اورشلیم بازگشتند. ۵۳در آنجا پیوسته در معبد می‌ماندند و خدا را حمد و سپاس می‌گفتند.

یوحنا ۱۰.۱-۹ (انجیل, قدیسان)

۱«آمین، آمین، به شما می‌گویم، آن که از در به آغل گوسفندان داخل نشود، بلکه از راهی دیگر بالا رود، دزد و راهزن است. ۲امّا آن که از در به درون آید، شبان گوسفندان است. ۳دربان، در بر او می‌گشاید و گوسفندان به صدای او گوش فرا می‌دهند؛ او گوسفندان خویش را به نام می‌خواند، و آنها را بیرون می‌برد. ۴چون همۀ گوسفندان خود را بیرون بَرَد، پیشاپیش آنها گام برمی‌دارد و گوسفندان از پی او می‌روند، زیرا صدایش را می‌شناسند. ۵امّا هرگز از پی بیگانه نمی‌روند، بلکه از او می‌گریزند، زیرا صدای بیگانگان را نمی‌شناسند.» ۶عیسی این تمثیل را برایشان بیان کرد، امّا آنان درنیافتند بدیشان چه می‌گوید. ۷پس بار دیگر بدیشان گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، من برای گوسفندان، ’در‘ هستم؛ ۸آنان که پیش از من آمدند، همگی دزد و راهزنند، امّا گوسفندان به آنان گوش فرا ندادند. ۹من ’در‘ هستم؛ هر که از راه من داخل شود نجات خواهد یافت، و آزادانه به درون خواهد آمد و بیرون خواهد رفت و چراگاه خواهد یافت.

یادبودها

مقدس برابر با رسولان امپراتور کنستانتین (۳۳۷) و هلنا, او مادر (۳۲۷)

Saint Constantine was born in 272, the son of Constantius Chlorus, ruler of the western part of the Roman Empire, and St Helen. When his father died in 306 he was proclaimed successor to the throne. The empire was ruled at that time by several Caesars, each with his own territory. When Constantine learned that the Caesars Maxentius and Maximinus had joined against him, he marched on Italy. It was there that, on the eve of a decisive battle outside Rome, he saw in the sky a radiant Cross with the words “In this sign conquer.” He ordered that a battle-standard be made bearing the image of a cross and inscribed with the Name of Jesus Christ. The following day he and his forces attacked and won a spectacular victory. He entered Rome in triumph and in 312 was proclaimed “Emperor of the West” by the Senate. (His brother-in-law Licinius ruled in the East.) Soon thereafter he issued his “Edict of Milan,” whereby Christianity was officially tolerated for the first time, and persecution of Christians ceased. (Many believe, mistakenly, that the Edict made Christianity the only legal religion; in fact, it proclaimed freedom of religion throughout the Empire).

Licinius, though he pretended to accept the Edict, soon began persecuting Christians in his domain. In response, Constantine fought and defeated him in 324, becoming sole Emperor of the entire Roman Empire. In 324 he laid the foundations of a new capital in the town of Byzantium; in 330 he inaugurated the new capital city, naming it “New Rome” and “Constantinople.” In 325 he called the First Ecumenical Council at Nicea, attending its sessions himself. Shortly before his repose in 337, he received Holy Baptism; he died on Holy Pentecost, at the age of sixty-five, and was interred in the Church of the Holy Apostles in Constantinople.

St Constantine’s holy mother Helen, in her role as “Augusta” of the Empire, founded countless churches. She traveled to Jerusalem and found the True Cross on which the Lord was crucified. In the Holy Land she established churches at the sites of Christ’s Nativity and burial, which still stand today in much-modified form. She died at about eighty years of age.

شهید جدید مقدس پاخومیوس (۱۷۳۰)

Born in a village of Little Russia (now Belarus), he was kidnapped as a boy and sold to a Turkish tanner as a slave. He spent the next twenty-seven years in Usaki in Asia Minor, where he was forced to embrace Islam. After long years of servitude he escaped and, reclaiming his Christianity, went to the Holy Mountain, became a monk and lived for twelve years. Tormented by his former apostasy, he determined to suffer martyrdom for Christ. With the permission of his elder, Joseph, he returned to Usaki and showed himself to his former owner wearing his monastic habit. He was tortured, thrown into prison, and finally beheaded on on Ascension Day of 1730. His relics are buried on the island of Patmos in the Church of St John the Theologian, where they work many miracles.