Orthodox Calendar

۱۷ آوریل ۲۰۲۶
جمعه درخشان

بدون روزه

اعیاد

  • چشمه حیات‌بخش تئوتکس

یادبودها

  • شهیدِ اسقف، شمعون، اسقف در ایران، و همراهانش (۳۴۳)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۳.۱-۸ (رساله)

۱روزی پطرس و یوحنا در نهمین ساعت روز که وقت دعا بود، به معبد می‌رفتند. ۲در آن هنگام، تنی‌چند، مردی را که لنگ مادرزاد بود، می‌آوردند. آنها او را هر روز کنار آن دروازۀ معبد که ’دروازۀ زیبا‘ نام داشت می‌گذاشتند تا از مردمی که وارد معبد می‌شدند، صدقه بخواهد. ۳چون او پطرس و یوحنا را دید که می‌خواهند به معبد درآیند، از آنان صدقه خواست. ۴پطرس و یوحنا بر وی چشم دوختند؛ پطرس گفت: «به ما بنگر!» ۵پس آن مرد بر ایشان نظر انداخت و منتظر بود چیزی به او بدهند. ۶امّا پطرس به وی گفت: «مرا زر و سیم نیست، امّا آنچه دارم به تو می‌دهم! به نام عیسی مسیحِ ناصری برخیز و راه برو!» ۷سپس دست راست مرد را گرفت و او را برخیزانید. همان دم پاها و ساقهای او قوّت گرفت ۸و از جا جست و بر پاهای خود ایستاده، به راه افتاد. سپس جست و خیز‌کنان و خدا را حمد‌گویان، با ایشان وارد معبد شد.

فیلیپیان ۲.۵-۱۱ (رساله, والده خدا)

۵همان طرز فکر را داشته باشید که مسیحْ عیسی داشت: ۶او که همذات با خدا بود، از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست، ۷بلکه خود را خالی کرد و ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان درآمد. ۸و چون در سیمای بشری یافت شد خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتی مرگ بر صلیب مطیع گردید. ۹پس خدا نیز او را به‌غایت سرافراز کرد و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید، ۱۰تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، در آسمان، بر زمین و در زیر زمین، ۱۱و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است، برای جلال خدای پدر.

یوحنا ۲.۱۲-۲۲ (انجیل)

۱۲سپس با مادر و برادران و شاگردان خود به کَفَرناحوم رفت، و روزهایی چند در آنجا ماندند. ۱۳چون عید پِسَخِ یهود نزدیک بود، عیسی به اورشلیم رفت. ۱۴در صحن معبد، دید که عده‌ای به فروش گاو و گوسفند و کبوتر مشغولند، و صرّافان نیز به کسب نشسته‌اند. ۱۵پس تازیانه‌ای از طناب ساخت و همۀ آنها را همراه با گوسفندان و گاوان، از معبد بیرون راند. و سکه‌های صرّافان را بر زمین ریخت و تختهایشان را واژگون کرد، ۱۶و کبوترفروشان را گفت: «اینها را از اینجا بیرون برید، و خانۀ پدر مرا محل کسب مسازید!» ۱۷آنگاه شاگردان او به یاد آوردند که نوشته شده است: «غیرت برای خانۀ تو مرا خواهد سوزانید.» ۱۸پس یهودیان در برابر این عمل او گفتند: «چه آیتی به ما می‌نمایانی تا بدانیم اجازۀ چنین کارها را داری؟» ۱۹عیسی در پاسخ ایشان گفت: «این معبد را ویران کنید که من سه روزه آن را باز بر پا خواهم داشت.» ۲۰یهودیان گفتند: «بنای این معبد چهل و شش سال به طول انجامیده است، و حال تو می‌خواهی سه روزه آن را بر پا کنی؟» ۲۱لیکن معبدی که او از آن سخن می‌گفت پیکر خودش بود. ۲۲پس هنگامی که از مردگان برخاست، شاگردانش این گفتۀ او را به یاد آورده، به کتب مقدّس و سخنان او ایمان آوردند.

لوقا ۱۰.۳۸-۴۲, ۱۱.۲۷-۲۸ (انجیل, والده خدا)

۳۸چون در راه می‌رفتند، به دهکده‌ای درآمد. در آنجا زنی مارتا نام عیسی را به خانۀ خود دعوت کرد. ۳۹مارتا خواهری داشت مریم نام. مریم کنار پاهای خداوند نشسته بود و به سخنان او گوش فرا می‌داد. ۴۰امّا مارتا که سخت مشغول تدارک پذیرایی بود، نزد عیسی آمد و گفت: «‌سرورم، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا در کار پذیرایی تنها گذاشته است؟ به او بفرما که مرا یاری دهد!» ۴۱خداوند جواب داد: «مارتا! مارتا! تو را چیزهای بسیار نگران و مضطرب می‌کند، ۴۲حال آنکه تنها یک چیز لازم است؛ و مریم آن نصیب بهتر را برگزیده، که از او بازگرفته نخواهد شد.» ۲۷هنگامی که عیسی این سخنان را می‌گفت، زنی از میان جمعیت به بانگ بلند گفت: «خوشا به حال زنی که تو را زایید و به تو شیر داد.» ۲۸امّا عیسی در پاسخ گفت: «خوشا به حال آنان که کلام خدا را می‌شنوند و آن را به جای می‌آورند.»

یادبودها

شهیدِ اسقف، شمعون، اسقف در ایران، و همراهانش (۳۴۳)

شمعونِ مقدس اسقفِ شهرهای شاهیِ سلوکیه و تیسفون در ایران بود، در روزگار آزار بزرگی در پادشاهی شاپور دوم. مغانِ (زرتشتی)، که بر رشد ایمان در سرزمینشان رشک می‌بردند، و برخی از یهودیانِ ساکن ایران، شاه را برانگیخته بودند. شاه پیش از این نیز از اسقف مقدس ناخشنود بود: خواجهٔ او، اُستازان، که پنهانی مسیحی بود، مسیح را انکار کرده بود، اما چون شمعون او را سرزنش کرد، در برابر شاه به ایمان اقرار کرد و به همین سبب اعدام شد. در جمعهٔ مقدس سال ۳۴۳، شمعون همراه دست‌کم صد تن دیگر از خادمان کلیسا برای کشته شدن فرستاده شد. شمعون هر یک را به دلیری فراخواند، و خود آخرین کسی بود که کشته شد. یک سال بعد، باز در جمعهٔ مقدس، آزاد، خواجهٔ شاه، همراه شمار بسیاری از مؤمنان به خاطر مسیح اعدام شد.