Orthodox Calendar

۲۷ نوامبر ۲۰۲۶
جمعه هفته بیست‌وششم بعد از پنطیکاست

روزه میلاد

یادبودها

  • شهید بزرگ، یعقوب ایرانی (۴۲۱)
  • آرامش آرکیماندریت ایلعازر (مور) (۱۹۹۲) (۱۴ نوامبر ت.ق)

خوانش‌های کتاب مقدس

اول تیموتائوس ۴.۴-۸, ۱۶ (رساله)

۴زیرا هرآنچه خدا آفریده است، نیکوست و هیچ چیز را نباید رد کرد، هر گاه با شکرگزاری پذیرفته شود، ۵چرا که به وسیلۀ کلام خدا و دعا تقدیس می‌گردد. ۶اگر این امور را به برادران گوشزد کنی، خادم نیکوی مسیحْ عیسی خواهی بود، پرورش یافته در کلامِ ایمان و تعلیمی نیکو که پیروی آن کرده‌ای. ۷تو را با افسانه‌های کفرآمیز و حکایتهای پیرزنان کاری نباشد، بلکه خود را در دینداری تربیت کن. ۸زیرا گرچه تربیت بدن را اندک فایده‌ای است، امّا دینداری برای همه چیز فایده دارد، و هم زندگی حال را وعده می‌دهد، هم حیات آینده را. ۱۶به‌دقّت، مراقب شیوۀ زندگی و تعلیم خود باش. در آنها پایداری کن، که اگر چنین کنی خویشتن و شنوندگانت را نجات خواهی داد.

لوقا ۱۹.۱۲-۲۸ (انجیل)

۱۲پس گفت: «نجیب‌زاده‌ای به سرزمینی دوردست رفت تا به مقام شاهی منصوب شود و سپس بازگردد. ۱۳پس، ده تن از خادمان خود را فرا خواند و به هر یک سکه‌ای طلا داد و گفت: ”تا بازگشت من با این پول تجارت کنید.“ ۱۴امّا مردمانی که قرار بود بر ایشان حکومت کند، از وی نفرت داشتند؛ آنان از پس او قاصدانی فرستادند با این پیغام که: ”ما نمی‌خواهیم این شخص بر ما حکومت کند.“ ۱۵با این همه، او به مقام شاهی منصوب شد و به ولایت خویش بازگشت. پس فرمود خادمانی را که به ایشان سرمایه داده بود، فرا خوانند تا دریابد هر‌یک چقدر سود کرده است. ۱۶اوّلی آمد و گفت: ”سرورا، سکۀ تو ده سکۀ دیگر سود آورده است.“ ۱۷به او گفت: ”آفرین، ای خادم نیکو! چون در اندک امین بودی، حکومت ده شهر را به تو می‌سپارم.“ ۱۸دوّمی آمد و گفت: ”سرورا، سکۀ تو پنج سکۀ دیگر سود آورده است.“ ۱۹به او نیز گفت: ”بر پنج شهر حکمرانی کن.“ ۲۰سپس دیگری آمد و گفت: ”سرورا، اینک سکۀ تو! آن را در پارچه‌ای پیچیده، نگاه داشتم. ۲۱زیرا از تو می‌ترسیدم، چون مردی سختگیری. آنچه نگذاشته‌ای، برمی‌گیری، و آنچه نکاشته‌ای، می‌دروی.“ ۲۲به او گفت: ”ای خادم بدکاره، مطابق گفتۀ خودت بر تو حکم می‌کنم. تو که می‌دانستی مردی سختگیرم، آنچه نگذاشته‌ام برمی‌گیرم و آنچه نکاشته‌ام می‌دروم، ۲۳چرا پول مرا به صرّافان ندادی تا چون بازگردم آن را با سود پس گیرم؟“ ۲۴پس به حاضران گفت: ”سکه را از او بگیرید و به آن که ده سکه دارد، بدهید.“ ۲۵به او گفتند: ”سرورا، او که خود ده سکه دارد!“ ۲۶پاسخ داد: ”به شما می‌گویم که به هر که دارد، بیشتر داده خواهد شد؛ امّا آن که ندارد، همان که دارد نیز از او گرفته خواهد شد. ۲۷و اینک آن دشمنان مرا که نمی‌خواستند بر ایشان حکومت کنم بدین‌جا بیاورید و در برابر من بکُشید.“‌» ۲۸پس از این گفتار، عیسی پیشاپیش دیگران راه اورشلیم را در پیش گرفت.

یادبودها

شهید بزرگ، یعقوب ایرانی (۴۲۱)

«این قدیس از شهر بیثلابا و از تباری والا بود؛ نزدیک‌ترین و گرامی‌ترین دوستِ ایسدیگر (یا یزدگرد) یکم، شاه ایران (پادشاهی ۳۹۹–۴۲۰)، بود. یعقوب، با آنکه از جوانی مسیحی بود، فریفتهٔ دوستی و چاپلوسی‌های شاه شد و مسیح را انکار کرد. چون مادر و همسرش از این آگاه شدند، در نامه‌ای به او اعلام کردند که دیگر با او کاری ندارند، زیرا جلالی گذرا را بر محبت مسیح برتر شمرده است. قدیس، که از این سخنان در جان زخم خورده بود، به خود آمد، بر خطای خود گریست و پرستش بت‌ها را رد کرد. از این رو شاه، که سخت خشمگین شده بود — و این بهرام (یا وَرَهران) پنجم (پادشاهی ۴۲۱–۴۳۸)، پسر و جانشین ایسدیگر، بود — او را به تلخ‌ترین مرگ محکوم کرد، مرگی که هیچ جانوری نیز هرگز به آن محکوم نشده بود: یعنی بدنش را از هر بندِ دست‌ها و پاهایش جدا کردند. و چون او را عضو به عضو تا خودِ ران‌ها و شانه‌هایش پاره‌پاره کردند، سرانجام سرِ آن شهیدِ دلیر را در سال ۴۲۱ از تن جدا کردند.» (هورولوگیون بزرگ)

آرامش آرکیماندریت ایلعازر (مور) (۱۹۹۲) (۱۴ نوامبر ت.ق)

Though he has not been glorified by the Church, Fr Lazarus was a pioneer and exemplar of Orthodoxy in the West.

He was born in England in 1902. In his early manhood he moved to western Canada, where he worked as a farm laborer for several years. While working in Alberta, he sensed a call to become a missionary and went to an English missionary college for five years.

Sad to say, our sources are unclear about how he came to the Orthodox faith from this unlikely beginning. But in 1934 he spent seven weeks on Mt Athos, then lived as a monk in Yugoslavia. He was ordained to the priesthood by Archbishop Theophan (Russian Orthodox Church Abroad), then sent to Palestine to serve the Russian Mission in Jerusalem.

In 1948, the new State of Israel gave the Mission’s property to the Soviet Union and the mission was left dispossessed. Fr Lazarus served as priest to the Russian Convent in Aïn Karim and Transjordan, then was sent to India in 1952, where he helped in Orthodox missionary work for twenty years. Several of his books and translations, such as his biography/study of St Seraphim of Sarov, were written while he lived in India. While there, he met Mother Gavrilia of Greece, whose beautiful biography Ascetic of Love includes good descriptions of him during his life in India. Though very strict in his Orthodoxy, he was flexible in externals: in India he wore a white rather than a black cassock, because black clothing had offensive connotations to the Indian people.

In 1972 Fr Lazarus was called to Greece, then in 1974 to Australia, where he served for nine years. In 1983 he moved to California in answer to call from Fr Peter Gillquist to assist members of the former ‘Evangelical Orthodox Church’ in their move to Orthodoxy. In 1989 he moved to Alaska, where he continued this work. He reposed in Eagle River, Alaska in 1992. Following is an excerpt from an account of his last days by members of his community in Eagle River:

“Father always signed his name with TWA, “Traveling With Angels”. A few days before his death, after battling cancer many years, faithfully using the Jesus Prayer as the medicine for his affliction, the Archangel Michael appeared to help him. His final journey homeward had begun, TWA… ‘the time of my departure is at hand. I have fought the good fight, I have finished the race, I have kept the faith.’ (2 Timothy 4: 6-8).”