Orthodox Calendar

۱۶ اکتبر ۲۰۲۶
جمعه هفته بیستم بعد از پنطیکاست

روزه

یادبودها

  • شهید لونگینوس سرباز صدنفری
  • پدر قابل احترام ما گال, روشنگر سوئیس (۶۴۰)

خوانش‌های کتاب مقدس

فیلیپیان ۳.۸-۱۹ (رساله)

۸بلکه همه چیز را در قیاس با ارزش برترِ شناخت خداوندم مسیحْ عیسی، زیان می‌دانم، که به‌خاطر او همه چیز را از کف داده‌ام. آری، اینها همه را فضله می‌شمارم تا مسیح را به دست آورم ۹و در او یافت شوم، نه با پارسایی خویشتن که از شریعت است، بلکه با آن پارسایی که از راه ایمان به مسیح به دست می‌آید، آن پارسایی که از خداست و بر پایۀ ایمان. ۱۰می‌خواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم، ۱۱تا به هر طریق که شده به رستاخیز از مردگان نایل شوم. ۱۲نمی‌گویم هم‌اکنون به اینها دست یافته‌ام یا کامل شده‌ام، بلکه خود را به پیش می‌رانم تا چیزی را به دست آورم که مسیحْ عیسی برای آن مرا به دست آورد. ۱۳برادران، گمان نمی‌کنم هنوز آن را به دست آورده باشم؛ امّا یک کار می‌کنم، و آن اینکه آنچه در عقب است به فراموشی می‌سپارم و به سوی آنچه در پیش است خود را به جلو کشانده، ۱۴برای رسیدن به خط پایان می‌کوشم، تا جایزه‌ای را به دست آورم که خدا برای آن مرا در مسیحْ عیسی به بالا فرا خوانده است. ۱۵همۀ ما که بالغیم، باید چنین بیندیشیم؛ و اگر دربارۀ موضوعی به گونه‌ای دیگر می‌اندیشید، این را نیز خدا بر شما آشکار خواهد فرمود. ۱۶مهم این است که به هر مرحله‌ای که رسیده‌ایم، مطابق آن رفتار کنیم. ۱۷ای برادران، با هم از من سرمشق بگیرید، و توجه خود را به کسانی معطوف کنید که مطابق الگویی که در ما سراغ دارید، رفتار می‌کنند. ۱۸زیرا همان‌گونه که بارها به شما گفته‌ام و اکنون نیز اشکریزان تکرار می‌کنم، بسیاری چون دشمنان صلیب مسیح رفتار می‌کنند. ۱۹عاقبتِ چنین کسان هلاکت است. خدای آنان شکمشان است و به چیزهای ننگ‌آور مباهات می‌کنند، و افکارشان معطوف به امور زمینی است.

لوقا ۹.۱۲-۱۸ (انجیل)

۱۲نزدیک غروب، آن دوازده تن نزدش آمدند و گفتند: «جماعت را مرخص فرما تا به روستاها و مزارع اطراف بروند و خوراک و سرپناهی بیابند، چرا که اینجا مکانی دورافتاده است.» ۱۳عیسی در جواب گفت: «شما خود به ایشان خوراک دهید.» گفتند: «ما جز پنج نان و دو ماهی چیزی نداریم، مگر اینکه برویم و برای همۀ این مردم خوراک بخریم.» ۱۴در آنجا حدود پنج هزار مرد بودند. عیسی به شاگردان خود فرمود: «مردم را در گروههای پنجاه نفری بنشانید.» ۱۵شاگردان چنین کردند و همه را نشاندند. ۱۶آنگاه پنج نان و دو ماهی را برگرفت، به آسمان نگریست و برکت داده، آنها را پاره کرد و به شاگردان داد تا پیش مردم بگذارند. ۱۷پس همه خوردند و سیر شدند و دوازده سبد نیز از تکه‌های بر جای مانده برگرفتند. ۱۸روزی عیسی در خلوت دعا می‌کرد و تنها شاگردانش با او بودند. از ایشان پرسید: «مردم می‌گویند من که هستم؟»

یادبودها

شهید لونگینوس سرباز صدنفری

This is the Centurion who stood at the Cross of Christ and, seeing Him breathe his last, cried out “Truly this was the Son of God” (Matthew 27:54). From that day forth he was a believer, and was soon baptized. According to some accounts, he was one of the guard at the Tomb of Christ, and was one of those whom the Judaean leaders sought to bribe not to tell the news of the Resurrection. But Longinus would not be bribed, so the leaders plotted to kill him. He left the army and went to his homeland of Cappadocia, where he boldly preached Christ. He was beheaded at the instigation of Pontius Pilate.

پدر قابل احترام ما گال, روشنگر سوئیس (۶۴۰)

He was born in Ireland to wealthy parents, who sent him to be educated at the Monastery of Bangor. There he embraced the ascetical life and became a monk. He was one of the twelve monks who traveled with his spiritual father St Columbanus (November 23) as missionaries to Gaul. In time some of the group traveled into pagan lands, up the Rhine river to Lake Zurich. The monks settled on Lake Constance around a chapel dedicated to St Aurelia, which had been taken by the pagans as a shrine; they cleansed and reconsecrated the chapel, which became the center of their new monastery. Saint Gall lived as a hermit, serving the brethren by making nets and catching fish. In 612 St Columbanus went on to Italy with most of his disciples, leaving St Gall and a few others to continue their life. When St Gall delivered Frideburga, the daughter of a local duke, from a demon, he offered the saint a tract of land on the shores of Lake Constance; here was founded the monastery that in later times bore St Gall’s name.

At various times, the holy Gall refused calls to become a bishop, or to take over the abbacy of the great monastery at Luxeuil. To all such requests he answered that he would rather serve than command. He continued living in his isolated monastic community until he reposed in peace in 640, at the age of ninety-nine. In later years, and continuing well into the middle ages, the Monastery of St Gall became famed for the holiness of its monks and for its library.