Orthodox Calendar

۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵
دوشنبه هفته هفدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • قدیس کیریاکوس، گوشه‌نشین فلسطین
  • قدیس مریم فلسطین (سده ۶)
  • شهیدان مقدس دادا و همراهانش (سدهٔ ۴)
  • قابل احترام کیپریان اوستیوگ (۱۲۷۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

افسسیان ۱.۲۲-۲.۳ (رساله)

۲۲و همه چیز را زیر پاهای او نهاد، و مقرر فرمود که او برای کلیسا سَرِ همه چیز باشد، ۲۳کلیسایی که بدن اوست، یعنی پُری او که همه را در همه پر می‌سازد. ۱و امّا شما به سبب نافرمانیها و گناهان خود مرده بودید، ۲و زمانی در آنها گام می‌زدید، آنگاه که از روشهای این دنیا و از رئیس قدرت هوا پیروی می‌کردید، از همان روحی که هم‌اکنون در سرکشان عمل می‌کند. ۳ما نیز جملگی زمانی در میان ایشان می‌زیستیم، و از هوای نَفْس خود پیروی می‌کردیم و خواسته‌ها و افکار آن را به جا می‌آوردیم؛ ما نیز همچون دیگران، بنا به طبیعت خود محکوم به غضب خدا بودیم.

لوقا ۴.۳۷-۴۴ (انجیل)

۳۷بدین‌گونه خبر کارهای او در سرتاسر آن نواحی پیچید. ۳۸آنگاه عیسی کنیسه را ترک گفت و به خانۀ شَمعون رفت. و امّا مادرزن شَمعون را تبی سخت عارض گشته بود. پس، از عیسی خواستند یاری‌اش کند. ۳۹او نیز بر بالین وی خم شد و تب را نهیب زد، و تبش قطع شد. او بی‌درنگ برخاست و مشغول پذیرایی از آنها شد. ۴۰هنگام غروب، همۀ کسانی که بیمارانی مبتلا به امراض گوناگون داشتند، آنان را نزد عیسی آوردند، و او نیز بر یکایک ایشان دست نهاد و شفایشان داد. ۴۱دیوها نیز از بسیاری بیرون می‌آمدند و فریادکنان می‌گفتند: «تو پسر خدایی!» امّا او آنها را نهیب می‌زد و نمی‌گذاشت سخنی بگویند، زیرا می‌دانستند مسیح است. ۴۲بامدادان، عیسی به مکانی دورافتاده رفت. امّا مردم او را می‌جُستند و چون به جایی که بود رسیدند، کوشیدند نگذارند ترکشان کند. ۴۳ولی او گفت: «من باید پادشاهی خدا را در شهرهای دیگر نیز بشارت دهم، چرا که به همین منظور فرستاده شده‌ام.» ۴۴پس به موعظه در کنیسه‌های یهودیه ادامه داد.

یادبودها

قدیس کیریاکوس، گوشه‌نشین فلسطین

He was born in Corinth of pious Christian parents. At the age of eighteen he went to Palestine, where, after studying under several holy fathers, he entered monastic life and became the disciple of St Gerasim of the Jordan. After St Gerasim’s death he lived in strict solitude, asceticism and silence for many years, finally entering the monastery of St Chariton, where he reposed in peace at the age of 109. Despite his very severe asceticism, he was large and strong, remaining so until the end of his life. According to the rule of St Chariton, he and his fellow-monks ate only once a day, after sunset. In the desert, he lived for years on nothing but the raw plants that he gathered there. He said of himself that, while he was a monk, the sun never saw him eat or be angry with any man.

قدیس مریم فلسطین (سده ۶)

“She was at first a reader of the Psalter in the Church of the Resurrection in Jerusalem, but, being beautiful, she was a source of scandal to the sinful-minded. In order not to be a cause of sin in others, Mary withdrew to the wilderness of Souka with a basket of beans and a flask of water. She spent eighteen years in the desert and, by God’s power, never lacked either beans nor water. Disciples of St Cyriacus found her during her lifetime, and later buried her.” (Prologue)

شهیدان مقدس دادا و همراهانش (سدهٔ ۴)

دادا از بلندپایگانِ ایرانی در دربار شاپور دوم و پنهانی مسیحی بود. چون به فرمانداری ولایتی دور از دربار گماشته شد، آشکارا به پرستش و اعلام مسیح پرداخت. این خبر به گوش شاه رسید، و او یکی از پسرانش، گوبَرلاهاس، را فرستاد تا او را محاکمه و اعدام کند. دادا محاکمه و محکوم شد که در کوره‌ای آتشین افکنده شود. اما چون دادا نشان صلیب کشید، آتش خاموش شد؛ این شاهزاده را به شگفتی واداشت و سرانجام او را به ایمان به مسیح رساند.

شاهِ خشمگین پسرش را به زندان افکند و شکنجه کرد. گوبرلاهاس روزها شکنجه‌های هولناک را بی‌شکوه تاب آورد، و با آنکه اندامش را به‌سختی بریده بودند، سالم از سلولش بیرون آمد. این معجزه دیگران را، از جمله دو تن دیگر از فرزندان یا خویشان شاه، به پذیرش مسیح کشاند. کازوی، دختر شاه، همین که شکنجه‌اش آغاز شد، اجازه یافت که به آرامش درآید. گوبرلاهاس در میانهٔ شکنجه‌های دیگر به‌طرزی معجزه‌آسا تعمید یافت: صدایی از بالا کلمات تعمید را بر زبان آورد، و بارشی از آب و روغن بر شهید فرو ریخت. اندکی بعد، او همراه دادا و کاسدیوس، یکی از خویشان گوبرلاهاس که با دیدن معجزه‌ها به حقیقت ایمان آورده بود، جان سپرد.

قابل احترام کیپریان اوستیوگ (۱۲۷۶)

“Saint Cyprian founded the Monastery of the Entry into the Temple of the Mother of God, near Ustiug in the district of Vologda, in 1212, and he made over all his property to it. He never left the monastery after he became Abbot but gave himself to ascetic labours, as if each day were his last on earth. He watched over the spiritual progress of his monks with fatherly love and willingly sacrificed his time and energy for their good. Saint Cyprian fell asleep in the Lord in 1276. His holy relics lie in his monastery.” (Synaxarion)