Orthodox Calendar

۱۸ اوت ۲۰۲۵
دوشنبه هفته یازدهم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • شهیدان فلوروس و لاوروس ایلیریا
  • پدر مقدس ما یوحنا, رئیس دیر ریلا (۹۴۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

دوم قرنتیان ۲.۳-۱۵ (رساله)

۳من بدان‌گونه به شما نوشتم تا به هنگام آمدنم نزد شما، آنان که می‌باید مرا شادمان سازند، مایۀ اندوهم نشوند. چرا که به همۀ شما اطمینان داشتم که شادی من شادی همۀ شماست. ۴زیرا با غم بسیار و دلی دردمند و چشمانی اشکبار به شما نوشتم، نه تا اندوهگینتان سازم، بلکه تا از عمق محبتم به خود آگاه شوید. ۵امّا اگر کسی باعث اندوه شده، نه تنها مرا، بلکه - اگر نخواهم گزاف بگویم - تا حدی همۀ شما را اندوهگین ساخته است. ۶تنبیهی که از سوی بیشتر شما بر او اِعمال شده، کافی است. ۷اکنون دیگر باید او را ببخشید و دلداری دهید، مبادا اندوه بیش از حد، وی را از پا درآورد. ۸بنابراین، از شما استدعا دارم او را از محبت خود مطمئن سازید. ۹سببِ نوشتنم به شما نیز این بود که شما را بیازمایم و ببینم آیا در هر امری فرمانبردار هستید یا نه؟ ۱۰اگر شما کسی را ببخشید، من نیز او را می‌بخشم. و اگر کسی را بخشیده‌ام - البته اگر موردی برای بخشیدن وجود داشته است - در حضور مسیح و به‌خاطر شما چنین کرده‌ام، ۱۱تا شیطان بر ما برتری نیابد، زیرا از ترفندهای او بی‌خبر نیستیم. ۱۲پس چون برای بشارتِ انجیلِ مسیح به تْروآس رفتم، دریافتم که خداوند در آنجا دری بزرگ به روی من گشوده است. ۱۳امّا باز آرام نداشتم زیرا برادر خود تیتوس را نیافتم. پس با اهالی آنجا وداع کرده، به مقدونیه رفتم. ۱۴امّا خدا را سپاس که همواره ما را در مسیح، در موکب ظفر خود می‌بَرَد و رایحۀ خوش شناخت او را به وسیلۀ ما در همه جا می‌پراکَنَد. ۱۵زیرا برای خدا رایحۀ خوش مسیح هستیم، چه در میان نجات‌یافتگان و چه در میان هلاک‌شوندگان.

متی ۲۳.۱۳-۲۲ (انجیل)

۱۳«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما درِ پادشاهی آسمان را به روی مردم می‌بندید؛ نه خود داخل می‌شوید و نه می‌گذارید کسانی که در راهند، داخل شوند. [ ۱۴«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما از سویی خانۀ بیوه‌زنان را غارت می‌کنید و از دیگر سو، برای تظاهر، دعای خود را طول می‌دهید. از همین رو، مکافاتتان بسی سخت‌تر خواهد بود.] ۱۵«وای بر شما ای علمای دین و فَریسیان ریاکار! شما دریا و خشکی را درمی‌نوردید تا یک نفر را به دین خود بیاورید و وقتی چنین کردید، او را دو چندان بدتر از خود، فرزند جهنم می‌سازید. ۱۶«وای بر شما ای راهنمایان کور که می‌گویید: ”اگر کسی به معبد سوگند خورَد باکی نیست، امّا اگر به طلای معبد سوگند خورَد، باید به سوگند خود وفا کند.“ ۱۷ای نابخردانِ کور! کدام برتر است؟ طلا یا معبدی که طلا را تقدیس می‌کند؟ ۱۸و نیز می‌گویید: ”اگر کسی به مذبح سوگند خورَد، باکی نیست، امّا اگر به هدیه‌ای که بر آن گذاشته می‌شود سوگند خورَد، باید به سوگند خود وفا کند.“ ۱۹ای کوران! کدام برتر است؟ هدیه یا مذبحی که هدیه را تقدیس می‌کند؟ ۲۰پس، کسی که به مذبح سوگند می‌خورد، همانا به مذبح و هرآنچه بر آن است سوگند خورده است. ۲۱و هر که به معبد سوگند می‌خورد، به معبد و به آن که در آن ساکن است سوگند خورده است. ۲۲و هر که به آسمان سوگند می‌خورد، به تخت خدا و به آن که بر آن نشسته است سوگند خورده است.

یادبودها

شهیدان فلوروس و لاوروس ایلیریا

“Brothers in both the flesh and the spirit, they were both zealous Christians, and stonemasons by craft. They lived in Illyria. Some pagan prince set them to build a pagan temple. It happened during the course of their work that a fragment of stone splintered off and flew into the eye of the pagan priest’s son, who was watching the building work with curiosity. Seeing his son blinded and bleeding, the priest shouted at Florus and Laurus and tried to thrash them. Then the holy brothers told him that, if he would believe in the God in whom they believed, his son would be restored to health. The priest promised. Florus and Laurus prayed to the one, living Lord with tears and made the sign of the Cross over the child’s stricken eye. The child was healed instantly and his eye became whole as it had been before. Then the priest, Merentius, and his son were baptised, and they both very soon suffered for Christ in the flames. But Florus and Laurus, when they had finished the temple, put a Cross on it, called together all the Christians, and consecrated it in the name of the Lord Jesus with an all-night vigil of hymns. Hearing of this, the governor of Illyria burned many of these Christians by fire and had Florus and Laurus thrown alive into a well, which was then filled with earth. Their relics were later discovered and taken to Constantinople. These two wonderful brothers suffered for Christ, and were glorified by Him, in the second century.” (Prologue)

پدر مقدس ما یوحنا, رئیس دیر ریلا (۹۴۶)

He was born near Sophia in Bulgaria during the reign of the Emperor Boris. When his parents died he withdrew from the world to a cave high in the mountains, where he gave himself to the ascetical struggle. There the Prologue says that he ‘endured many assaults both by demons and men, from robbers and from his kinsmen.’ In time he moved to the mountain of Rila, where he lived in a hollow tree, eating only the wild herbs and fruits there. On Rila he saw no human being for many years, but was eventually discovered by a shepherd, after which his fame spread quickly: many came to him for counsel and for the healing of diseases, and Peter, King of Bulgaria, visited him for advice. Many people seeking their salvation settled near him, and soon a church and monastery developed around him. St John reposed in 946 and appeared to his disciples after his death. His relics are venerated at the monastery of Rila, which has for centuries been a lighthouse of Orthodox spirituality in Bulgaria.