Orthodox Calendar

۳۰ مه ۲۰۲۵
جمعه هفته ششم پاسخا

روزه — شراب و روغن مجاز است

یادبودها

  • قدیس ایزاک، بنیانگذار صومعه دالماتیان (۳۸۳)
  • قدیس ماکرینا, مادربزرگ قدیس باسیل کبیر (سده ۴)

خوانش‌های کتاب مقدس

اعمال رسولان ۱۹.۱-۸ (رساله)

۱و امّا هنگامی که آپولس در قُرِنتُس بود، پولس پس از گذر از نواحی مرتفع مرکزی، به اَفِسُس رسید. در آنجا شاگردانی چند یافت ۲و از ایشان پرسید: «آیا هنگامی که ایمان آوردید، روح‌القدس را یافتید؟» گفتند: «ما حتی نشنیده‌ایم که روح‌القدس هست.» ۳به ایشان گفت: «پس چه تعمیدی یافتید؟» گفتند: «تعمید یحیی.» ۴پولس گفت: «تعمید یحیی، تعمیدِ توبه بود. او به قوم می‌گفت به آن که پس از او می‌آمد ایمان بیاورند، یعنی به عیسی.» ۵چون این را شنیدند، در نام خداوندْ عیسی تعمید گرفتند. ۶و هنگامی که پولس دست بر آنان نهاد، روح‌القدس بر ایشان آمد، به گونه‌ای که به زبانهای غیر سخن گفتند و نبوّت کردند. ۷آن مردان، جملگی حدود دوازده تن بودند. ۸سپس پولس به کنیسه رفته، در آنجا سه ماه دلیرانه سخن می‌گفت و دربارۀ پادشاهی خدا مباحثه می‌کرد و دلایل قاطع می‌آورد.

یوحنا ۱۴.۱-۱۱ (انجیل)

۱«دل شما مضطرب نباشد. به خدا ایمان داشته باشید؛ به من نیز ایمان داشته باشید. ۲در خانۀ پدر من منزل بسیار است، وگرنه به شما می‌گفتم. می‌روم تا مکانی برای شما آماده کنم. ۳و آنگاه که رفتم و مکانی برای شما آماده کردم، باز می‌آیم و شما را نزد خود می‌برم، تا آنجا که من هستم شما نیز باشید. ۴جایی که من می‌روم راهش را می‌دانید.» ۵توما به او گفت: «ما حتی نمی‌دانیم به کجا می‌روی، پس چگونه می‌توانیم راه را بدانیم؟» ۶عیسی به او گفت: «من راه و راستی و حیات هستم؛ هیچ‌کس جز به واسطۀ من، نزد پدر نمی‌آید. ۷اگر مرا می‌شناختید، پدر مرا نیز می‌شناختید؛ امّا پس از این او را می‌شناسید و او را دیده‌اید.» ۸فیلیپُس به او گفت: «سرور ما، پدر را به ما بنما، که همین ما را کافی است.» ۹عیسی به او گفت: «فیلیپُس، دیری است با شما هستم و هنوز مرا نشناخته‌ای؟ کسی که مرا دیده، پدر را دیده است؛ پس چگونه است که می‌گویی ”پدر را به ما بنما“؟ ۱۰آیا باور نداری که من در پدرم و پدر در من است؟ سخنانی که من به شما می‌گویم از خودم نیست، بلکه پدری که در من ساکن است، اوست که کارهای خود را به انجام می‌رساند. ۱۱این سخن مرا باور کنید که من در پدرم و پدر در من است؛ وگرنه به سبب آن کارها این را باور کنید.

یادبودها

قدیس ایزاک، بنیانگذار صومعه دالماتیان (۳۸۳)

While a hermit in the east, Isaac heard that the Arians, supported by the Emperor Valens, were persecuting Orthodoxy. Leaving his seclusion, he traveled to Constantinople, where he lived in a small hut. He confronted the Emperor, telling him that if he did not cease his persecutions and embrace the true Faith, disaster would befall him. The Emperor ignored his words, and shortly thereafter was killed in a battle with the Goths. The Emperor Theodosius the Great then came to the throne, restoring peace to the Church. Hearing of Isaac and his prophecy, the Emperor sent for Isaac and prostrated before him. Isaac wished to return to the desert, but was persuaded to remain as a monk in Constantinople. He took part in the Second Ecumenical Council, where he shone in zeal for the Faith; the Third Ecumenical Council made him archimandrite over all the monasteries in the City. (Some say that the monastery founded by him is called the Dalmatian Monastery because it was built by Dalmatus, a wealthy nobleman of the City; others say that it was founded by St Isaac himself and later took its name from Abbot Dalmatus, who succeeded Isaac). In his own lifetime St Isaac was known far and wide as a wonderworker and one endowed with the gift of prophecy.

Saint Isaac is also commemorated in August 3, along with Dalmatus and his son Faustus.

قدیس ماکرینا, مادربزرگ قدیس باسیل کبیر (سده ۴)

“The grandmother of St Basil the Great, she was outstanding for her intellect and piety. She was a disciple of St Gregory the Wonder-worker of Neocaesarea. In the reign of Diocletian, she abandoned her home and hid in the forests and desert places with her husband, Basil. Although their home was confiscated, they felt no pangs of regret. Stripped of everything except their love for God, they settled in an ancient forest and spent seven years there. By God’s providence, goats would come down from the mountains and provide them with food. They both died peacefully in the fourth century, after great sufferings for the Christian faith.” (Prologue)