Orthodox Calendar

۴ مارس ۲۰۲۵
سه‌شنبه هفته اول روزه بزرگ

روزه بزرگ — بدون استثنا

یادداشت‌های مراسم

  • کانون بزرگ

یادبودها

  • قدیس گراسیموس اردن
  • قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

اشعیا ۱.۱۹-۲.۳ (ساعت ششم)

۱۹اگر راغب باشید و گوش فرا دهید، از نیکوییِ زمین خواهید خورد؛ ۲۰اما اگر ابا نموده، عِصیان ورزید، شمشیر شما را خواهد خورد؛ زیرا دهان خداوند چنین گفته است.» ۲۱دریغا که شهر امین، فاحشه شده است! زمانی از انصاف مملو بود، و عدالت در آن سکونت داشت، اما حال قاتلان در آن مسکن دارند! ۲۲نقرۀ تو به زنگار بدل گشته و بهترین شرابت، به آب آمیخته است. ۲۳حاکمانت شورشگرند و رفیق دزدان گشته‌اند؛ جملگی رشوه‌‌ را دوست می‌دارند، و در پی هدایا می‌دوند؛ دادِ یتیمان را نمی‌ستانند و دعوای بیوه‌زنان بدیشان نمی‌رسد. ۲۴بنابراین، خداوندگار، خداوند لشکرها، قدیر اسرائیل، چنین می‌فرماید: «هان، من از خصمانِ خویش راحتی خواهم یافت، و از دشمنان خویش انتقام خواهم ستانید. ۲۵دست خود را بر ضد تو خواهم گردانید و زنگارِ تو را چونان با قلیاب خواهم زدود، و تمام ناخالصی‌هایت را دور خواهم کرد. ۲۶داورانِ تو را همچون نخست، و مشاورانت را مانند اوّل باز خواهم آورد، و تو از آن پس ’شهر عدالت‘ و ’شهر امین‘ خوانده خواهی شد. ۲۷صَهیون به انصاف فدیه داده خواهد شد، و آنان که در وی توبه کنند، به عدالت بازخرید خواهند گشت. ۲۸اما عِصیانگران و گنهکاران با هم نابود خواهند شد، و آنان که خداوند را ترک نمایند هلاک خواهند گردید. ۲۹زیرا شما از درختان بلوطی که بدان رغبت داشتید، خجل خواهید شد، و از باغستانهایی که برگزیده بودید، شرمسار خواهید بود. ۳۰آری، شما مانند بلوطی پژمرده‌برگ، و همچون باغستانی بی‌آب خواهید بود. ۳۱مرد زورمندْ خاشاک، و عملش جَرَقۀ آتش خواهد بود؛ هر دو با هم خواهند سوخت، و خاموش‌کننده‌ای نخواهد بود. ۱این است کلامی که اِشعیا فرزند آموص دربارۀ یهودا و اورشلیم دید: ۲در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانۀ خداوند بالاتر از تمامی کوهها استوار خواهد گردید، و فراتر از تپه‌ها برافراشته خواهد شد، و تمامی قومها به سوی آن روان خواهند گشت. ۳قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید به کوه خداوند برویم، و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خود را به ما تعلیم دهد، و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، و کلام خداوند از اورشلیم.

پیدایش ۱.۱۴-۲۳ (نماز شامگاهی)

۱۴و خدا گفت: «نورافشانها در فَلَک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند، و تا نشانه‌ها باشند برای نمایاندن زمانها و روزها و سالها، ۱۵و نورافشانها باشند در فَلَک آسمان تا بر زمین روشنایی بخشند.» و چنین شد. ۱۶خدا دو نورافشان بزرگ ساخت، نورافشان بزرگتر را برای فرمانروایی بر روز، و نورافشان کوچکتر را برای فرمانروایی بر شب، و نیز ستارگان را. ۱۷خدا آنها را در فَلَک آسمان نهاد تا بر زمین روشنایی بخشند ۱۸و بر روز و بر شب سلطنت کنند و نور را از تاریکی جدا سازند. و خدا دید که نیکوست. ۱۹شامگاه شد و بامداد آمد، روز چهارم. ۲۰و خدا گفت: «آبها از انبوه جانداران پر شود و پرندگان بر فراز زمین در فَلَک آسمان پرواز کنند.» ۲۱پس خدا موجودات بزرگ دریایی و همۀ جانداران را که می‌جنبند و آبها را پر می‌سازند، بر حسب گونه‌هایشان، و همۀ پرندگان بالدار را بر حسب گونه‌هایشان آفرید. و خدا دید که نیکوست. ۲۲خدا آنها را برکت داد و گفت: «بارور و کثیر شوید و آب دریاها را پر سازید، و پرندگان نیز بر زمین کثیر شوند.» ۲۳شامگاه شد و بامداد آمد، روز پنجم.

امثال ۱.۲۰-۳۳ (نماز شامگاهی)

۲۰حکمت در کوی و برزن ندا درمی‌دهد و در میدانها آواز خود را بلند می‌کند؛ ۲۱در جاهای پرازدحام بانگ در می‌دهد و بر دروازه‌های شهر، سخن می‌راند: ۲۲«ای ساده‌لوحان، تا چند ساده‌لوحی را دوست خواهید داشت؟ تا چند تمسخرگران از تمسخر لذت خواهند برد و جاهلان از دانش بیزار خواهند بود؟ ۲۳توبیخ مرا بشنوید و بازگشت کنید، و من روح خود را بر شما فرو خواهم ریخت و کلمات خویش را بر شما اعلام خواهم کرد. ۲۴اما چون هنگامی که فرا خواندم مرا نپذیرفتید و آنگاه که دست خویش دراز کردم، کسی اعتنا نکرد؛ ۲۵چون مشورت مرا یکسره نادیده گرفتید و نخواستید توبیخ مرا بپذیرید، ۲۶من نیز در مصیبت شما خواهم خندید و چون آنچه از آن می‌ترسید بر سرتان آید، تمسخر خواهم کرد - ۲۷آری، چون آنچه از آن می‌ترسید همچون توفان بر شما عارض شود، و مصیبت چون گردباد شما را فرو پیچد، و تنگی و فشار بر شما چیره آید. ۲۸«آنگاه مرا خواهند خواند، و پاسخ نخواهم داد؛ مرا بسیار خواهند جُست و نخواهند یافت. ۲۹چراکه از دانش بیزار بودند و ترس خداوند را برنگزیدند؛ ۳۰چراکه مشورت مرا نپذیرفتند و توبیخ مرا سراسر خوار شمردند. ۳۱پس ثمرۀ طریقهای خود را خواهند خورد و از میوۀ تدبیرهای خویش سیر خواهند شد. ۳۲زیرا از‌ راه برگشتن ساده‌لوحان آنان را به کشتن خواهد داد و آسوده‌خیالی جاهلان ایشان را هلاک خواهد کرد. ۳۳اما هر که به من گوش فرا دهد، در امنیت ساکن خواهد بود و از بیمِ بلا آسوده خواهد ماند.»

یادبودها

قدیس گراسیموس اردن

He was from Lycia in Asia Minor. After living there as a hermit for many years, he traveled to the Egyptian Thebaid and lived among the Desert Fathers. He then went to Palestine, where he founded the great Lavra, a community of about seventy monks, that remains to this day. The monastery’s rule was simple and strict: During the five weekdays, the monks would stay in their cells, praying and weaving baskets and mats. On these days they ate only a little dry bread and some dates. On Saturdays and Sundays the monks gathered for worship and ate boiled vegetables with a little wine. Each monk owned only one garment; if he left his cell he was required to leave it open so that anyone else could take whatever he needed from it. Saint Gerasimos himself was an example to all of them, exceeding even the rule that he laid upon them: during the Great Fast, he would eat nothing but what he received in Holy Communion.

In the desert, the Saint once saw a lion in great pain from a thorn in its paw. Moved by compassion, Gerasim approached it, made the sign of the Cross and pulled the thorn out. The lion followed the elder back to the monastery and remained there until the Saint’s death. When Gerasimos died, the lion, overcome by grief, soon died also, lying upon the Saint’s grave.

Saint Gerasimos was present at the Fourth Ecumenical Council at Chalcedon, where he proved a strong champion of Orthodoxy, though he had inclined toward the Monophysite heresy in his youth. He reposed in peace in 475.

قدیس یعقوب روزه‌دار فنیقیه (سده ۶)

“He lived in the sixth century. He was so perfected in godliness that he was able to heal the gravest illnesses by his prayers. But the enemy of the human race brought a heavy temptation on him. There was once sent to him a woman who had been corrupted by some mockers. She pretended to weep before him, but enticed him to sin. Seeing that he would fall into sin, James put his left hand into the fire and held it there until it was completely burned. Seeing this, the woman was filled with fear and horror, repented and reformed her life.

“But on a second occasion he did not resist and fell with a young girl whom her parents had brought to him to be healed of her madness. He indeed healed her, but then sinned with her and, in order to conceal the sin, killed her and threw her into a river. As always, the path from lust to murder was not very long. James spent ten years after that as a penitent, living in a grave. He learned after that that God had forgiven him, because, when he at one time prayed for rain in a time of great drought from which both men and cattle were suffering, it fell.

“Here is an example, similar to that of David, of how wicked the evil demon is; how, by the permission of God, the greatest spiritual giants can topple, and how again, by sincere repentance, God in His compassion will forgive the greatest sins and does not punish those who punish themselves.” (Prologue)