Orthodox Calendar

۲۳ ژانویه ۲۰۲۵
پنجشنبه هفته سی‌ویکم بعد از پنطیکاست

بدون روزه

یادبودها

  • کشیش‌شهید کلمنت و شهید آگاتانگل (۲۹۶)

خوانش‌های کتاب مقدس

یعقوب ۱.۱۹-۲۷ (رساله)

۱۹برادران عزیز من، توجه کنید: هر کس باید در شنیدنْ تند باشد، در گفتنْ کُند و در خشمْ آهسته! ۲۰زیرا خشمِ آدمی پارسایی مطلوب خدا را به بار نمی‌آورد. ۲۱پس هر گونه پلیدی و هر فزونی بدخواهی را از خود دور کنید و با حلم، کلامی را که در شما نشانده شده و می‌تواند جانهای شما را نجات بخشد، بپذیرید. ۲۲به‌جای‌آورندۀ کلام باشید، نه فقط شنوندۀ آن؛ خود را فریب مدهید! ۲۳زیرا هر کس که کلام را می‌شنود امّا به آن عمل نمی‌کند، به کسی مانَد که در آینه به چهرۀ خود می‌نگرد ۲۴و خود را در آن می‌بیند، امّا تا از برابر آن دور می‌شود، از یاد می‌برد که چگونه سیمایی داشته است. ۲۵امّا آن که به شریعتِ کامل که شریعت آزادی است چشم دوخته، آن را از نظر دور نمی‌دارد، و شنوندۀ فراموشکار نیست بلکه به‌جای‌آورنده است، او در عمل خویش خجسته خواهد بود. ۲۶آن که خود را دیندار بداند، امّا مهارِ زبان خود را نداشته باشد، خویشتن را می‌فریبد و دیانتش باطل است. ۲۷دینداریِ پاک و بی‌لکه در نظر پدرِ ما خدا، آن است که یتیمان و بیوه‌زنان را به وقت مصیبت دستگیری کنیم و خود را از آلایِش این دنیا دور بداریم.

مرقس ۱۰.۱۷-۲۷ (انجیل)

۱۷چون عیسی به‌راه افتاد، مردی دوان دوان آمده، در برابرش زانو زد و پرسید: «استادِ نیکو، چه کنم تا وارث حیات جاویدان شوم؟» ۱۸عیسی پاسخ داد: «چرا مرا نیکو می‌خوانی؟ هیچ‌کس نیکو نیست جز خدا فقط. ۱۹احکام را می‌دانی: ”قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، فریبکاری مکن، پدر و مادر خود را گرامی دار.“ » ۲۰آن مرد در پاسخ گفت: «استاد، همۀ اینها را از کودکی به جا آورده‌ام.» ۲۱عیسی به او نگریسته، محبتش کرد و گفت: «تو را یک چیز کم است؛ برو آنچه داری بفروش و بهایش را به تنگدستان بده که در آسمان گنج خواهی داشت. آنگاه بیا و از من پیروی کن.» ۲۲مرد از این سخن نومید شد و اندوهگین از آنجا رفت، زیرا ثروت بسیار داشت. ۲۳عیسی به اطراف نگریسته، به شاگردان خود گفت: «چه دشوار است راهیابی ثروتمندان به پادشاهی خدا!» ۲۴شاگردان از سخنان او در شگفت شدند. امّا عیسی بار دیگر به آنها گفت: «ای فرزندان، راه‌یافتن به پادشاهی خدا چه دشوار است! ۲۵گذشتنِ شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از راهیابی شخص ثروتمند به پادشاهی خدا.» ۲۶شاگردان که بسیار شگفت‌زده بودند، به یکدیگر می‌گفتند: «پس چه کسی می‌تواند نجات یابد؟» ۲۷عیسی بدیشان چشم دوخت و گفت: «برای انسان ناممکن است، امّا برای خدا چنین نیست؛ زیرا همه چیز برای خدا ممکن است.»

یادبودها

کشیش‌شهید کلمنت و شهید آگاتانگل (۲۹۶)

He was from Ancyra in Galatia, son of a pagan father and a Christian mother named Euphrosyne. His mother prophesied on her deathbed that he would suffer great torments for Christ over many years. After her death he was adopted and reared by a pious woman named Sophia. From the age of twelve, he began to fast and pray like the monks, so that he was soon ordained a deacon, and became Bishop of Ancyra at the age of twenty. His piety and zeal for the faith attracted the attention of the Imperial Governor of the region, who had him arrested. Thus began Clement’s twenty-eight years of almost continuous suffering for the Faith. When he stood firm despite many tortures, he was sent to the Emperor Diocletian in Rome. The Emperor showed him a table set with costly vessels on one side, and another decked with instruments of torture on the other, and bade Clement to make his choice. The Saint replied: “These precious vessels remind how much more glorious must be the eternal good things of Paradise; and these instruments of torture remind me of the everlasting punishments of hell that await those who deny the Lord.”

The Saint was viciously tortured, then transported to Nicomedia, where a converted pagan named Agathangelus (‘good angel’) became his companion. For many years they endured unspeakable torments alternating with long imprisonments, but nothing would move them to deny the precious Faith of Christ. After twenty-eight years of suffering, Agathangelus was beheaded; but Clement was briefly paroled and allowed to celebrate the services of Theophany and to give the holy Communion to his fellow-Christians. A few days later, as he was again celebrating the Divine Liturgy, some pagan soldiers burst into the church and beheaded him at the altar.